{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و دیوار - و دیوار- و دیوار... نشد

من و دیوار - و دیوار- و دیوار... نشد
هیچ کس مثل من از پنجره بیزار نشد

بعد یک عمر دلم خواست که آزاد شوم
که به ناچار- به ناچار- به ناچار نشد

من نمی خواستم آواره این شهر شوم
چه کنم هیچ کسی درد خریدار نشد

به خدا خسته تر از زخم زبان های توأم
صبر کن- حوصله کن- دست نگه دار ...نشد

نقشه دارم بنشینم و کمی فکر کنم
این که انگشت نمای همه ام کار نشد

راستش - از تو چه پنهان- طی این مدت کم
تهمتی رسم نبوده که به ما بار نشد

گفته بودم که تو می آیی و یک چایی داغ...
ولی از بخت بد حادثه انگار نشد

قسمت این بود - تو خورشید شوی، من شب تار
قسمت شب زدگان وعده دیدار نشد...
دیدگاه ها (۱)

زندگی با تو چه زیباست نمیدانی تو دل من غرق تمناست نمیدانی تو...

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدمگریه کردم فکر کردی زیر باران ...

ﺑِﺮَﻭَﻡ ﯾﺎ ﻧَﺮَﻭَﻡ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺷﻤﺎ ؟ﺑِﻨَﻬَﻢ ﯾﺎ ﻧَﻨَﻬَﻢ ﺟﺎﻥ...

زندگی از تو طلبکارم ، بدهکارم نکنخانه ات ویران شود اینقدر ان...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

دو قطب مخالف💙🧡پارت هشتم✨️💫# قسمت ۸: «دعوای بزرگ» 🔥❄️**صحنه ۱...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

سناریو جونگکوک

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

فیک مافیاها پارت ۳۷ویو شب داخل مهمونیشوگا: همون طور که برنام...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

سناریو🥂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط