{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 54

پارت 54
ساشاکارتو بگو حوصله ندارم_پس چه موقع خوبی زنگ زدم خواستم دعوتت کنم به یه مهمونی _نه نمیام _ععع بشین

ببینم باو نمیام یعنی چی _یعنی همین _بابا حالت هم بهتر میشه هم من تنها نیسم بیا دیگه جوون ساشا_هوووف

باشه کجا ادرسو از ساشا گرفتم یه شلواروکت اسپرت قهوه ایی پیرهن سفید تنم کردمو راه افتادم شاید این

مهمونی حالمو بهتر کنه.بعد 45 دقیقه راه رسیدم ماشینو پارک کردمو پیاده شدم نگاهی به خونه ویلایی که ازش

صدای های زیادی میومد نگاه کردم خواستم برم تو که دم در ساشا رو دیدم باهم دست دادیم:چطوری مهرداد

جووووون_میبینی که_جلب تو که حالت خوبه تیپم،زدی که ادامه حرفش یه چشمکی زد یدونه زدم تو بازوش:حرف

زیاد بزنی رفتماااا_اوه اوه ببخشید چه زودم بهش برمیخوره بیا بریم تو بابا باهم رفتیم تو و یه دختر اومد سمت

ساشا:واااایی ساشا سلام ساشا جااان
مرسی که اومدی عزیزم_سلام تینا جان بله دیگه مگه میشه تو دعوت کنیو نیام

_مرسی عزیزم ایشون کین _ایشون دوستم مهرداد جان هستن مهرداد جان
ایشونم تینا هم دانشگاهیم بودن سری

تکون دادم و سرد گفتم:خوشبختم لبخندی زد و گفت:از دیدنتون خوشبختم اقا مهرداد بفرمایید دم در واینسین منو

ساشا رفتیم روی مبل نشستیم و مشروب اوردن و من یه لیوان برداشتمو یهو خوردمش گلوم سوخت ولی خوب بود

میخواستم....میخواستم یه چی به ساشا بگم تا سرمو برگردوندم چشمم به دختری خورد که شبیه سعیده بود بیشتر

دقیق شدم روش ولی اون شبیهش نبود انگاری خوده سعیده بود که کنار یه دختر و،پسر وایساده بود با اون لباس مشکی

مجلسی چه خوشگل شده بود باورم نمیشد تونسته بودم سعیده رو بعد از این همه مدت ببینم...با صدای ساشا به خودم

اومدم:_مهرداد حالت خوبه چرا مثل این
جن زده ها شدی_چیزی نیست خوبم...بطری مشروبو از دستم گرفت
دیدگاه ها (۱)

پارت 55_مهرداد حالت خوبه چرا مثل این جن زده ها شدی_چیزی نیست...

پارت 56_من با تو هبچ جا نمیام ولم کن بزار برم از عصبانیت چشم...

پارت 53صبح با داد و بیدادهای پری که سعی در بیدار شدنم داشت چ...

پارت 52و بعد بیست دقیقه رسیدیم خونه درو باز کردیم و پدرام با...

bts

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره...p9( توی ماشین )هواست به رف...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚 پارت ۳وقتی وارد م...

فیک تهیونگ

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط