{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی گفتی شبی کنم دلشادت

روزی گفتی شبی کنم دلشادت

وز بند غمان خود کنم آزادت

دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت

وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟
دیدگاه ها (۱)

تَرکِ ما کردی ، برو هَمصُحبَتِ اَغیار باشیار ما چون نیستی ، ...

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببردحیــف باشد که تو باشی و مرا غ...

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیمدولت صحبت آن مونس جان ما ر...

سالها رفت و هنوزیک نفر نیست بپرسد از منکه تو از پنجره عشق چه...

عشق شرطی

پارت۹🎀-باشه یه ماه خوبه سیلوااره توی یک ماه 👇🏻👇🏻هفته ی اول د...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار دارهداستان روباه دم‌بریده...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

You Like a DreamPart 2چند ماه بعد، هانیل هنوز آن روز را فرام...

════════════════════════════ ╗Part ۹۹ | «حرفی که بالاخره گفت...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط