{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پسری فهمید پنج دقیقه دیگه میمیره اینو نوشت: (با من م

وقتی پسری فهمید پنج دقیقه دیگه میمیره اینو نوشت: (با من میای؟) هم واسه عشقش فرستاد هم رفیقش، بعد از ۲ دقیقه عشقش جواب داد من گیرم تنها برو، پسر غمگین شد ۲ ثانیه بعد رفیقش جواب داد کجا میری بدون من وایسا اومدم! پسر خندید و چشمانش را بست... سلامتی همه رفیقا...!!!
دیدگاه ها (۲)

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۴: دسر خطرناکچند دقیقه بعد…سوآ با دقت مشغ...

پارت ۴۰ لینا بعد از دعوا برگشت پیش سوفیا.سوفیا با تعجب نگاهش...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 1 — یک عصر معمولیصدای برخورد وزنه‌ها با زمین، ...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

✈️ چند روز بیشترپارت ۴ صبح روز بعد، لیا با صدای پیام گوشی از...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 10ویو هویج: سه روز از اون شب گذشته ب...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟏 🎀💌𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینو برای من نوش...

🖤 پارت ۵ | «راز پشت لبخند»شب شده بود.بعد از اتفاق صبح، عمارت...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط