{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ــ خودت می دانی من اهل پارک و کافه و سینما نیستم قرارمان

ــ خودت می دانی من اهل پارک و کافه و سینما نیستم قرارمان همان کوچه قدیمی
تو نذری بیاورمن در را باز می کنم تو لبخند بزنمن مـــنــم
… آخ باز بشقاب شکست
دیدگاه ها (۱)

دهنم آب افتاد ....

آخی ...بچه جوجه تیغی !!

ــ عذاب وجـــــــدان نمیگیریوقتــــــــــیدلم رازنده زنده به...

ــ مــن هـمـ ه چــیــــــز رآ ,بـــــــآ او تـَــرک مـیـکـنـ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۴بعد از مدتی، ماشین جلوی یک ساختمان قد...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

بیستم | مسافرت یهویی؟. پارک لارابعد از برگشتن از بالکن، دوبا...

همسایه طبقه بالاپارت ۴ عصر وقتی از خرید برگشتم، جلوی ساختمان...

رمان « دختر کوچولوی من » پارت ۳

LESSON

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

✈️ چند روز بیشترپارت ۴ صبح روز بعد، لیا با صدای پیام گوشی از...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط