{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"می دانم تو دامنه می خواهی

"می دانم تو دامنه می خواهی
می دانم
تا از کناره بیایی
و پنجره ها را
رو به صبح بگشایی
من
با سیاهی دو چشم سیاه تو
خواهم نوشت
بر هر کرانه ی این باغ
دستی همیشه منتظر دست دیگرست
چشمی همیشه هست که نمی خوابد"

خسرو گلسرخى
دیدگاه ها (۳)

"اکنون تو اینجائی/گسترده چون عطر اقاقی ها/در کوچه های صبح/ ب...

"اکنون تو اینجائی/گسترده چون عطر اقاقی ها/در کوچه های صبح/ ب...

"آنهایی که حرکت نمی کنند، نمی توانند از زنجیرهایی که بر پاها...

البته آرزومن نیست

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۶: «صبح» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط