پارت ⑥⑦
پارت ⑥⑦
آدام : خودتو اذیت نکن عزیزم اونا از بیرون نمیتونن تو رو ببینن.
جیسونگ همونطور که گریه میکرد شاهد رد شدن مینهو از کنارش شد.
جیسونگ شروع به تقال کرد و میخواست از ماشین بیرون بره.
آدام به راننده دستور حرکت داد.
با حرکت کردن ماشین ، داد و گریه های جیسونگ چند برابر شد.
.
.
.
Changbin:
بامینهو وارد پارک شدیم ، یکم جلوتر که رفتیم دیدیم فلیکس لنگون لنگون داره سمتمون میاد ، با دیدنش چشمام گرد شد و دست و پاهام سست شد ، جیسونگ پیشش نبود.
با مینهو سریع سمتش دوییدیم
چانگبین : فلیکس فلیکس حالت خوبه؟ چیشده؟ چرا اینطوری شدی؟
مینهو سمت فلیکس رفت
مینهو : جیسونگ ، جیسونگ کجاست؟؟
سرشو پایین انداخت و شروع به گریه کرد
فلیکس : ه..هیونگ م..من م..متاسفم
مینهو بهش حمله ور شد و بازوهاشو گرفت و همونطور که اشک هاش روی گونه هاش سرازیر میشد داد کشید
مینهو : یعنی چی که متاسفیییی؟؟؟ جیسونگ من کجاااااست ؟ کجاااااااااست؟؟
سمت مینهو رفتم و از فلیکس جداش کردم
چانگبین : مینهو آروم باش فلیکس صدمه دیده
مینهو : خفه شووو ، همش تقصیر توئه که گذاشتم جیسونگ با فلیکس بیاد
دوباره به فلیکس حمله ور شد
مینهو : حررررررف بززززن لعنتی جیسونگ من کجاااست؟
فلیکس : ه..هیونگ آدام
دوباره جداشون کردم
چانگبین : آدام چی؟
فلیکس : آدام جیسونگ رو برد
مینهو : چی؟؟ اون عوضیییی اینجا چیکار میکرد؟ جیسونگ منو کجااا برد؟؟
فلیکس : ن..نمیدونم
مینهو : یعنی چی که نمیدوووونم ، حرف بزن آههه آه آه
یهو مینهو قلبشو گرفت و با زانوهاش روی زمین افتاد و سخت نفس میکشید
فلیکس : هیونگ هیونگ حالت خوبه؟؟
سمت مینهو رفتم ، چشماش حسابی سرخ شده بودن و با دستش محکم به سینه ش چنگ میزد و صورتش خیس عرق بود
به فلیکس نگاه کردم
چانگبین : مواظبش باش تا ماشین رو بیارم
فلیکس : باشه عجله کن
سریع رفتم و ماشین رو آوردم ، فلیکس با اینکه خیلی بد صدمه دیده بود ولی کمکم کرد مینهو رو سوار ماشین کنیم.
.
.
به بیمارستان رسیدیم ، مینهو رو بلند کردم و روی کولم گذاشتم و داخل بیمارستان بردمش.
چانگبین : دکتر دکتر
پرستاری سمتمون اومد
پرستار : بیارش اینجا
همراه پرستار رفتم و مینهو رو روی تخت گذاشتم دکتر سریع بالای سرش اومد و ماسک اکسیژن رو روی دهنش گذاشت.
فلیکس رو سمت تخت دیگه بردم و یه دکتر دیگه برای معاینه ش اومد
چانگبین : حالش چطوره؟؟
دکتر : زیاد صدمه ندیده فقط چندتا کوفتگیه نگران نباش
خیالم راحت شد ، دستمو روی موهای فیلکس کشیدم
چانگبین : فلیکس من میرم ببینم حال مینهو چطوره
فلیکس : باشه برو ، چانگبین لطفا مراقبش باش
چانگبین : هوم~
سریع سمت مینهو رفتم ولی تختش خالی بود سمت پرستار تخت کناری رفتم
آدام : خودتو اذیت نکن عزیزم اونا از بیرون نمیتونن تو رو ببینن.
جیسونگ همونطور که گریه میکرد شاهد رد شدن مینهو از کنارش شد.
جیسونگ شروع به تقال کرد و میخواست از ماشین بیرون بره.
آدام به راننده دستور حرکت داد.
با حرکت کردن ماشین ، داد و گریه های جیسونگ چند برابر شد.
.
.
.
Changbin:
بامینهو وارد پارک شدیم ، یکم جلوتر که رفتیم دیدیم فلیکس لنگون لنگون داره سمتمون میاد ، با دیدنش چشمام گرد شد و دست و پاهام سست شد ، جیسونگ پیشش نبود.
با مینهو سریع سمتش دوییدیم
چانگبین : فلیکس فلیکس حالت خوبه؟ چیشده؟ چرا اینطوری شدی؟
مینهو سمت فلیکس رفت
مینهو : جیسونگ ، جیسونگ کجاست؟؟
سرشو پایین انداخت و شروع به گریه کرد
فلیکس : ه..هیونگ م..من م..متاسفم
مینهو بهش حمله ور شد و بازوهاشو گرفت و همونطور که اشک هاش روی گونه هاش سرازیر میشد داد کشید
مینهو : یعنی چی که متاسفیییی؟؟؟ جیسونگ من کجاااااست ؟ کجاااااااااست؟؟
سمت مینهو رفتم و از فلیکس جداش کردم
چانگبین : مینهو آروم باش فلیکس صدمه دیده
مینهو : خفه شووو ، همش تقصیر توئه که گذاشتم جیسونگ با فلیکس بیاد
دوباره به فلیکس حمله ور شد
مینهو : حررررررف بززززن لعنتی جیسونگ من کجاااست؟
فلیکس : ه..هیونگ آدام
دوباره جداشون کردم
چانگبین : آدام چی؟
فلیکس : آدام جیسونگ رو برد
مینهو : چی؟؟ اون عوضیییی اینجا چیکار میکرد؟ جیسونگ منو کجااا برد؟؟
فلیکس : ن..نمیدونم
مینهو : یعنی چی که نمیدوووونم ، حرف بزن آههه آه آه
یهو مینهو قلبشو گرفت و با زانوهاش روی زمین افتاد و سخت نفس میکشید
فلیکس : هیونگ هیونگ حالت خوبه؟؟
سمت مینهو رفتم ، چشماش حسابی سرخ شده بودن و با دستش محکم به سینه ش چنگ میزد و صورتش خیس عرق بود
به فلیکس نگاه کردم
چانگبین : مواظبش باش تا ماشین رو بیارم
فلیکس : باشه عجله کن
سریع رفتم و ماشین رو آوردم ، فلیکس با اینکه خیلی بد صدمه دیده بود ولی کمکم کرد مینهو رو سوار ماشین کنیم.
.
.
به بیمارستان رسیدیم ، مینهو رو بلند کردم و روی کولم گذاشتم و داخل بیمارستان بردمش.
چانگبین : دکتر دکتر
پرستاری سمتمون اومد
پرستار : بیارش اینجا
همراه پرستار رفتم و مینهو رو روی تخت گذاشتم دکتر سریع بالای سرش اومد و ماسک اکسیژن رو روی دهنش گذاشت.
فلیکس رو سمت تخت دیگه بردم و یه دکتر دیگه برای معاینه ش اومد
چانگبین : حالش چطوره؟؟
دکتر : زیاد صدمه ندیده فقط چندتا کوفتگیه نگران نباش
خیالم راحت شد ، دستمو روی موهای فیلکس کشیدم
چانگبین : فلیکس من میرم ببینم حال مینهو چطوره
فلیکس : باشه برو ، چانگبین لطفا مراقبش باش
چانگبین : هوم~
سریع سمت مینهو رفتم ولی تختش خالی بود سمت پرستار تخت کناری رفتم
- ۶.۴k
- ۲۵ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط