{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فنجان ھاے کافہ ے خیالم را

فنجان ھاے کافہ ے خیالم را
با یاد "تــــو" پر کردہ ام..
بگذار من ھم بہ اندازہ ے سہم خود طعم خوش این روزگار را بہ کامم بچشانم..
خستہ ام
از قہوہ ھاے تلخ
در این فنجانہاے یخ ...
این بارخیالم کمے زیاد هواے بودنت را در این زمستان کردہ...
هوایے مےخواہــد بہ گرمیہ نفس ھایت در آشیانہ اے سرد،و قہوہ اے
بہ شیرینے یادت،،
در لحظہ ھاے تلخ...
بیا و بمان
کہ یادم را جز تو خیالے نیست...
دیدگاه ها (۵)

ﮔﻞ ﺷﻮﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﻋﺸﻘﻢ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡﺩﺭ ﮐﻮﯾﺮ ﺩﺍﻍ ﻭ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺳﺎﯾﺒﺎﻧﺖ...

بیش از این بر زخم این کهنه دلم خنجر مزنچادر خود سر کن و آتش ...

بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ درکنج ِ لبانتآن خط ِ لب و قرمزیه ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

A friend of a loneliest time P1 با طلوع خورشید پسرک برای لحظ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

p25

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط