دوست دارم بنویسم..
دوست دارم بنویسم..
همیشه بنویسم.
فقط و فقط از تو بنویسم.
تویی که نمیدانم دارمت ویا ندارمت ولی تمام داشته های منی.
وبهانه ای، برای نوشتن
ازتوبنویسم،تاجایی که چشم سو داردو قلم رنگ،
بنویسم که تمام بودنم گره خورده به، همین واژه های ساده وبی رنگ و لعاب،
همین کلماتی که بگمانم کم کم از دست من و قلمم به تنگ آمده اند..
بله مینویسم..
نوشته هایی که تفسیرش رافقط تومیدانی وتعبیرش در نگاه تو تجلی میشود.
وآنزمان که کلمات را لمس میکنی،
ویاوقتی با چشم دل آنها را حس میکنی....
نوشته هایم را میگویم،
همان نوشته هایی که همچو خون از قلم برروی کاغذ میچکدوهمراه با آب دیدگانم رنگین کمانی از تمناوخواهش را در قالب واژگان به نمایش میگذارند
آنزمان است که تو از کلمات میفهمی،
دلتنگی را
بیقراری را
تنهایی و چشم انتظاری را
غروب های سرد وسخت زمستان را...
آری فلاااااااااانی همان هایی که،
شاید ساده وبی رنگ، اما هرباربرای انعکاسش جانم به لب میرسدو
ضربان قلبم به شمارش..
شاید باورت نشودکه من باخودم عهد کرده ام ،
تا آخرین خط کتاب زندگی از تو بنویسم..
از تو.......
(ر__ش__ج__ر)
همیشه بنویسم.
فقط و فقط از تو بنویسم.
تویی که نمیدانم دارمت ویا ندارمت ولی تمام داشته های منی.
وبهانه ای، برای نوشتن
ازتوبنویسم،تاجایی که چشم سو داردو قلم رنگ،
بنویسم که تمام بودنم گره خورده به، همین واژه های ساده وبی رنگ و لعاب،
همین کلماتی که بگمانم کم کم از دست من و قلمم به تنگ آمده اند..
بله مینویسم..
نوشته هایی که تفسیرش رافقط تومیدانی وتعبیرش در نگاه تو تجلی میشود.
وآنزمان که کلمات را لمس میکنی،
ویاوقتی با چشم دل آنها را حس میکنی....
نوشته هایم را میگویم،
همان نوشته هایی که همچو خون از قلم برروی کاغذ میچکدوهمراه با آب دیدگانم رنگین کمانی از تمناوخواهش را در قالب واژگان به نمایش میگذارند
آنزمان است که تو از کلمات میفهمی،
دلتنگی را
بیقراری را
تنهایی و چشم انتظاری را
غروب های سرد وسخت زمستان را...
آری فلاااااااااانی همان هایی که،
شاید ساده وبی رنگ، اما هرباربرای انعکاسش جانم به لب میرسدو
ضربان قلبم به شمارش..
شاید باورت نشودکه من باخودم عهد کرده ام ،
تا آخرین خط کتاب زندگی از تو بنویسم..
از تو.......
(ر__ش__ج__ر)
- ۱.۸k
- ۱۱ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط