White Lotus | Part 21
White Lotus | Part 21
یک ماه گذشت...
اما شایعهها هنوز کاملاً از بین نرفته بودند.
با این حال، هر دو کمپانی تصمیم گرفته بودند سکوت کنند.
نه مصاحبهای...
نه همکاریای...
نه حتی یک عکس مشترک.
سوآ خودش را بیشتر از همیشه در کار غرق کرده بود.
تمرین، ضبط، اجرا...
هر روز از صبح تا شب.
اما هر شب که به اتاقش برمیگشت، یک چیز آزارش میداد.
سکوت.
سکوتی که از وقتی پروژهی مشترکشان متوقف شده بود، بین او و جونگکوک افتاده بود.
یک شب...
سوآ روی بالکن ایستاده بود.
شهر زیر پایش پر از نور بود.
گوشیاش را باز کرد.
آخرین چت با جونگکوک هنوز بالای صفحه بود.
آخرین پیام:
جونگکوک: «مراقب خودت باش.»
سوآ چند لحظه به آن خیره ماند.
بعد صفحه را خاموش کرد.
اما درست همان لحظه...
گوشی دوباره لرزید.
یک پیام جدید.
جونگکوک:
«امشب آسمون قشنگه.»
سوآ برای چند ثانیه نفسش را حبس کرد.
به آسمان نگاه کرد.
ماه کامل بود.
لبخند کوچکی روی لبش نشست.
سوآ:
«آره... خیلی.»
چند ثانیه بعد...
جونگکوک:
«گاهی دلم برای روزای قبل تنگ میشه.»
سوآ آرام روی نردهی بالکن نشست.
انگشتهایش روی صفحهی گوشی ثابت ماند.
سوآ:
«منم.»
آن شب، برای اولین بار بعد از یک ماه، دوباره با هم حرف زدند.
اما این بار...
نه دربارهی آهنگ.
نه دربارهی کار.
نه دربارهی شهرت.
فقط دربارهی خودشان.
جونگکوک:
«اگه یه روز همهچی آروم بشه، دوست داری کجا بری؟»
سوآ کمی فکر کرد.
سوآ:
«یه جایی که هیچکس منو نشناسه.»
جونگکوک:
«منم همین.»
سوآ:
«پس انتخابمون یکیه.»
جونگکوک:
«شاید یه روز رفتیم.»
سوآ لبخند زد.
سوآ:
«شاید.»
چند روز بعد...
سوآ در حال آماده شدن برای یک سفر کاری بود.
قرار بود برای چند هفته از کره خارج شود.
وقتی خبر را به مدیرش گفت، فقط یک سؤال داشت.
سوآ: «جونگکوک هم میدونه؟»
مدیر چند لحظه به او نگاه کرد.
مدیر سوآ: «نه.»
سوآ سرش را پایین انداخت.
شب قبل از پرواز...
سوآ چمدانش را بست.
گوشیاش را برداشت.
چند بار وارد صفحهی جونگکوک شد.
نوشت:
«من فردا میرم.»
اما قبل از فرستادن...
پاکش کرد.
دوباره نوشت:
«مواظب خودت باش.»
باز هم پاک کرد.
در نهایت فقط گوشی را کنار گذاشت.
بیخبر از اینکه همان شب...
جونگکوک هم در اتاقش نشسته بود و به صفحهی چتشان خیره شده بود.
او هم چیزی نوشت.
اما نفرستاد.
دو آدم...
با هزار حرف نگفته.
و یک فاصله که هر روز بیشتر میشد.
شرایط سه پارت بعدی :
۶۴ لایک
۳۰ کامنت
۱۰ بازنشر
یک ماه گذشت...
اما شایعهها هنوز کاملاً از بین نرفته بودند.
با این حال، هر دو کمپانی تصمیم گرفته بودند سکوت کنند.
نه مصاحبهای...
نه همکاریای...
نه حتی یک عکس مشترک.
سوآ خودش را بیشتر از همیشه در کار غرق کرده بود.
تمرین، ضبط، اجرا...
هر روز از صبح تا شب.
اما هر شب که به اتاقش برمیگشت، یک چیز آزارش میداد.
سکوت.
سکوتی که از وقتی پروژهی مشترکشان متوقف شده بود، بین او و جونگکوک افتاده بود.
یک شب...
سوآ روی بالکن ایستاده بود.
شهر زیر پایش پر از نور بود.
گوشیاش را باز کرد.
آخرین چت با جونگکوک هنوز بالای صفحه بود.
آخرین پیام:
جونگکوک: «مراقب خودت باش.»
سوآ چند لحظه به آن خیره ماند.
بعد صفحه را خاموش کرد.
اما درست همان لحظه...
گوشی دوباره لرزید.
یک پیام جدید.
جونگکوک:
«امشب آسمون قشنگه.»
سوآ برای چند ثانیه نفسش را حبس کرد.
به آسمان نگاه کرد.
ماه کامل بود.
لبخند کوچکی روی لبش نشست.
سوآ:
«آره... خیلی.»
چند ثانیه بعد...
جونگکوک:
«گاهی دلم برای روزای قبل تنگ میشه.»
سوآ آرام روی نردهی بالکن نشست.
انگشتهایش روی صفحهی گوشی ثابت ماند.
سوآ:
«منم.»
آن شب، برای اولین بار بعد از یک ماه، دوباره با هم حرف زدند.
اما این بار...
نه دربارهی آهنگ.
نه دربارهی کار.
نه دربارهی شهرت.
فقط دربارهی خودشان.
جونگکوک:
«اگه یه روز همهچی آروم بشه، دوست داری کجا بری؟»
سوآ کمی فکر کرد.
سوآ:
«یه جایی که هیچکس منو نشناسه.»
جونگکوک:
«منم همین.»
سوآ:
«پس انتخابمون یکیه.»
جونگکوک:
«شاید یه روز رفتیم.»
سوآ لبخند زد.
سوآ:
«شاید.»
چند روز بعد...
سوآ در حال آماده شدن برای یک سفر کاری بود.
قرار بود برای چند هفته از کره خارج شود.
وقتی خبر را به مدیرش گفت، فقط یک سؤال داشت.
سوآ: «جونگکوک هم میدونه؟»
مدیر چند لحظه به او نگاه کرد.
مدیر سوآ: «نه.»
سوآ سرش را پایین انداخت.
شب قبل از پرواز...
سوآ چمدانش را بست.
گوشیاش را برداشت.
چند بار وارد صفحهی جونگکوک شد.
نوشت:
«من فردا میرم.»
اما قبل از فرستادن...
پاکش کرد.
دوباره نوشت:
«مواظب خودت باش.»
باز هم پاک کرد.
در نهایت فقط گوشی را کنار گذاشت.
بیخبر از اینکه همان شب...
جونگکوک هم در اتاقش نشسته بود و به صفحهی چتشان خیره شده بود.
او هم چیزی نوشت.
اما نفرستاد.
دو آدم...
با هزار حرف نگفته.
و یک فاصله که هر روز بیشتر میشد.
شرایط سه پارت بعدی :
۶۴ لایک
۳۰ کامنت
۱۰ بازنشر
- ۶۷۴
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط