{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن زمانها کز نگاه خسته مرغان دریایی

آن زمانها کز نگاه خسته مرغان دریایی
وز سکوت ظلمت شبهای تنهایی
و هنگامی که بی او جان من چون موجی از اندوه میشد
قطره اشکی دوای درد من بود
این زمان آن اشک هم پایان گرفته
وان دوای درد بی درمان هم
ماتمی دیگر گرفته
آسمان میگرید امشب
ساز من مینالد امشب
او خبر دارد که دیگر اشک من ماتم گرفته
او خبر دارد که دیگر ناله ام پایان گرفته
دیدگاه ها (۲)

حماسی

اشکی از شاخه فرو ریختمرغ شب ناله تلخی زد و بگریختاشک در چشم ...

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتمحذر از عشق ندانمسفر ...

بي تو مهتاب شبي باز از ان كوچه گذشتم..همه تن چشم شدم خيره ب ...

با تو گفتنم :حذر از عشق ؟ندانمسفر از پیش تو ؟هرگز نتوانم روز...

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زدچون کبوتر، لب بام تو نشست...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...همه تن چشم شدمخیره به...

روز اول که دل من به تمنای تو پر زدچون کبوتر لب بام تو نشستمت...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط