{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان عاشقم، عاشق!

چنان عاشقم، عاشق!
که خود را نمی‌بینم
ز آیینه می‌پرسم:
«کجا رفته سیمینم؟»
کجا رفته چشمانش؟
سخن گو، سیه‌مژگان
که هر شب کتابی را
بخواند به بالینم
کجا رفته لب‌هایش
که گوید به لب‌هایت:
«ز من هرچه می‌خواهی
طلب کن که شیرینم.»
طبیبم چرا گوید:
«تحمل به‌دوری کن!»
«تحمل» ـ بگو با او ـ
نشاید به آئینم
سبک‌روح و نازک‌دل،
چو من بی‌شکیبی را
تحمل چرا باید؟
نه سنگم، نه سنگینم
هزار آرزویم را،
به یک خط چنین گویم:
«خوشا هر هزارش را
که با دوست بنشینم.»
چه‌گفتم، چه‌می‌گویم؟
گذشته‌ست ایّامم
جوانی نشد ممکن،
به پیری‌ست تمکینم
مرا عشق و دلداری،
به‌هنجار کی آید
که شرم است از آنم،
که بیم است از اینم
ولی پیش آیینه،
سخن فاش می‌گویم
که همراز و محرم،
اوست ز ایام دیرینم
مرا گوید آیینه،
که ای تا ابد عاشق
چه‌می‌پرسی‌ازسیمین،
که هیچش نمی‌بینم
دیدگاه ها (۲)

نگاه به چهره پریشان من نکن، این چهره، عاشق چهره توست!دوستت د...

اثری از: زنده یاد قیصر امین پورپیش از اینها فکر می‌کردم خداخ...

تقدیم به شما

...گ

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

آیـینـه پرسـیــد که چـرا دیــر کرده است نکند دل دیگری او را ...

اشک رازی‌ستلب‌خند رازی‌ستعشق رازی‌ستاشک آن شب لب‌خند عشق‌ام ...

‌دلم تا عشق باز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم ک...

لبخند رازی‌ستعشق رازی‌ستقصه نیستم که بگوییصدا نیستم که بشنوی...

لبخند رازی‌ستعشق رازی‌ستقصه نیستم که بگوییصدا نیستم که بشنوی...

اشك رازي ستلبخند رازي ستعشق رازي ستاشك آن شب لب خند عشق ام ب...

🌼 گلچین اشعار سعدی با شرح و بسط و معنی(5) ...

چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟که در جمال تو دیدم کمال صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط