{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلی از دهه ی هفتاد و مجموعه ی "فرشته ها خودکشی کردند":

غزلی از دهه ی هفتاد و مجموعه ی "فرشته ها خودکشی کردند":

- طلاق می خواهم
[سایه ی سیاه پدر]
طلاق می خواهم
[جیغ! گریه ی مادر]

نه می توانم باشم نه می شود بروم
[و حرکت چمدانی مچاله سمت ِدر]

: برو و یادت باشد خودت... خودت رفتی
برو و یادت باشد که روزی آه! اگر...

- تو دیو هستی! گم شو کثافت هرزه
برو سراغ همان زن که عکس هایش در...

[صدای خون! فوران پرنده توی اتاق]
: خفه شو!
[سیلی اندوه، چشم هایی تر]

- قرار بود که با هم به اوج پر بکشیم
چه مانده است از آن روز جز گلی پرپر؟!

قرار بود که پشت و پناه هم باشیم...
[صدای اطمینان، بعد بوسه ی خنجر!]

: خوشم نمی آید، از قیافه ات!! بس کن!
ببند آن دهنت را که حوصله دیگر...

[سکوت... سایه ی تردید... رعدوبرق... سکوت]
- کجاست آن پسری که برای یک دختر ↓

تمام پنجره های سپید را می خواست
کجاست آن پسری که...
: خفه شو! احمق خر!!

[زنی چروکیده، گوشه ی خودش رفته
و تکیه داده به دیوارهای ناباور]

- دلم به عشق تو هر غصّه را تحمّل کرد
گذشت روز بد امّا رسید به... بدتر!

[صدای خیس کمربند و ناله ی پاییز
و بعد می پاشد خون به هق هق بستر

و بعد می پاشد خون به ذهن گیج غزل
به سمت هیچ کس و هیچ چیز و هیچ نفر

صدای زن که به دستان مرد محکوم است...]
- طلاق می خواهم!
[جیغ! گریه ی مادر]
□□□

... و بچّه که مثلا در اتاق خوابیده
کنار خیسی بالش کنار یک دفتر...

سید مهدی موسوی
دیدگاه ها (۱)

بذار از اوّل قصّه بگم: می میره اون مردیکه من تنها دلیلِ واقع...

پشت سر آتیشه و دودخاطرات رفته از دستروبرو گم شده توو مهوسط ک...

در رفتن از همیشه به هرگزسر رفتن از تحمل اعصابتهدید گرگ بر سر...

سلّولِ کرم های سمج داخل سرمدیوارهای لعنتیِ در برابرمسلّولِ ه...

پارت ۱ویو هیوناامروز هق روز خیلی هق بدی بود هق بابام بخاطر ه...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۹بعد از آن پیام ناشنا...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۱مسیر مخفی روی دیوار روشن شده بو...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط