{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت و گوی دو جنین تو رحم مادر....!!!

گفت و گوی دو جنین تو رحم مادر....!!!

اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم
اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده.
دومی: شاید مادرمونم ببینیم
اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش
دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.
اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی....

این مکالمه چقدر آشناس....!!!

تا حالا بودن خدا را اینطوری به همین سادگی حس نکرده بودم ..

حاجی مشکی پوش▪️
دیدگاه ها (۱۴)

یه زحمت دیگم دارم براتون اونایی که اینستا دارن لایک و فالو ک...

خیلی خوبه ادم یه نفرو داشته باشه که واسه هر مشکلی پشتش باشه ...

》این دل نوشته از خودمه خوشت اومد فوروارد کن متن رو《بـ سلامــ...

روی سنگ قبرم بنویسید:::: اگه تنها نبود، شاید اینجا قبری نبود...

#Repost mikeriazi منبع ——⁨بسیار مهم ⚠️✒️ ده حقیقتی که دیر فه...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

ادامه پارت ۲۵

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

part. 24

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط