{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به همه پدرای خوب دنیا

تقدیم به همه پدرای خوب دنیا

يادم مياد بچه که بودم
بعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کرديم
که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن
آشغال هاي ريزي بود که روي فرش ريخته شده بود
من حسابي به اين کارش مي خنديدم
چون مي گفتم ما که هم جارو داريم هم جارو برقي.
چند روز پيش که حسابي داشتم با خودم فکر ميکردم که چه جوري مشکلاتم رو حل کنم
يهو به خودم اومد ديدم که يک عالمه آشغال از روي فرش جلوي خودم جمع کردم..!

پدر است دیگر........ گاهی دلش چای دم کرده دخترش ب همراه یک بوسه دخترانه میخواهد...
ب سلامتی همه بابا های مهربون چه پیشمون باشن چه نباشن.....
دیدگاه ها (۶)

از سکوتم بترس..... وقتی که ساکت میشوم...... لابد همه ی درد و...

از سکوتم بترس..... وقتی که ساکت میشوم...... لابد همه ی درد و...

چایت را بنوش نگران فردا نباش از گندمزار من و تو مشتی کاه میم...

سلام صبح همگی بخیر روز خوبی داشته باشین

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

یادم میاد بچه که بودمبعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم...

يادم مياد بچه که بودم بعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کردي...

يادم مياد بچه که بودم بعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کردي...

يادم مياد بچه که بودمبعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کرديم...

یادم میاد بچه که بودم ،بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کرد...

یادم میاد بچه که بودمبعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم...

یادم میاد بچه که بودمبعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم...

یادم میاد بچه که بودم:بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردم...

يادم مياد بچه که بودم بعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کردي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط