{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای ِ گریه دارم

غضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای ِ گریه دارم
باز کاغذام باتو خط خطی شد
خدا این حس و حال و دوست ندارم
باز دور پنجره قفس کشیدم دوباره عطر ِ تو نفس کشیدم
قلم تو دستت ِ من پر از سکوت ِ
دوباره از ترانه دست کشیدم
باز خاطرات ِ تو همین حوالی ِ حالم همین ِ و یه چند سالیه
جای ِ تو خالی ِ
جز تو تمام ِ شهر میدونن حالم و مثل ِ کبوترم که سنگ ِ آدما
شکسته بالمو
دیدگاه ها (۴)

باز دوباره با نگاهت این دل ِ من زیرورو شد باز سر ِ کلاس ِ قل...

چشات منو داده به دستهای باد دلم عشق و از کی بخواد؟! دل تو با...

بهت پیله کردم نمی مونی پیشم نه میمیرم اینجا نه پروانه میشم ا...

عزیزم ... نمیدونی عشقت چقدر سینه سوزه چه سخته ... آدم چشم به...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت ششم: بیداریِ تلخ در قفسِ طلاوق...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هشتم: آزادیِ مشروط و غافلگیری ...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟳[ویو ا.ت] نفس عمیقی کشیدم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط