{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکه ای یخ عاشق خورشید شد...

تکه ای یخ عاشق خورشید شد...
گفت ای خورشید من، برمن بتاب... بی تو.از سرمای خود یخ میزنم...
میخورم درخود همیشه پیچ وتاب... بانگاه و گرم و زیبایت بیا...
روزهایم.را کمی شاداب کن... بوسه های نرم گرمت رافقط...
برسرو بر روی من پرتاب کن... گفت خورشید، ای یخ زیبای من...
عمرتو اینگونه پر پر میشود... دوستی بامن برایت خوب نیست...
عمرکوتاه تو کمتر میشود... صحبت خورشید، یخ را آب کرد...
بیشتر آشفته و بی تاب کرد... نور خورشید و هوای گرم، نه...
تکه یخ را گرمی "عشق" آب کرد....
دیدگاه ها (۴)

عجیب این درد عشق و عاشقی مانند افیون است کـه هـر جـا لـذتی ب...

ﭼﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ!ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﺮﺻﺖ...

نیاز رو تو خودم کشتم، که هرگز تا نشه پشتمزدم بر چهره ام سیلی...

من خنده زنم بر دل دل خنده زند بر مناینجاست ک میخندد دیوانه ب...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁴...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~( دو هفته بعد)نفس‌های بریده، سکوت س...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

dark life = 13

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط