گنجشگ باعجله وتمام توان به آتش نزدیک میشد وبرمیگشت
گنجشگ باعجله وتمام توان به آتش نزدیک میشد وبرمیگشت
پرسیدند چه میکنی؟
پاسخ داد:دراین نزدیکی چشمه آبی هست ومن مرتب نوک خودرا پر از آب میکنم وآنرا روی آتش می ریزم
گفتند:حجم آتش درمقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است واین آب فایده ای ندارد
گفت:شایدنتوانم آتش راخاموش کنم اما در آن هنگام که خداوند می پرسد:زمانی که دوستت درآتش می سوخت توچه کردی؟
پاسخ میدم:هر آنچه ازمن بر آمد..
دوستان لطفانظر بدید
پرسیدند چه میکنی؟
پاسخ داد:دراین نزدیکی چشمه آبی هست ومن مرتب نوک خودرا پر از آب میکنم وآنرا روی آتش می ریزم
گفتند:حجم آتش درمقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است واین آب فایده ای ندارد
گفت:شایدنتوانم آتش راخاموش کنم اما در آن هنگام که خداوند می پرسد:زمانی که دوستت درآتش می سوخت توچه کردی؟
پاسخ میدم:هر آنچه ازمن بر آمد..
دوستان لطفانظر بدید
- ۳۳۱
- ۱۲ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط