{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشگ باعجله وتمام توان به آتش نزدیک میشد وبرمیگشت

گنجشگ باعجله وتمام توان به آتش نزدیک میشد وبرمیگشت
پرسیدند چه میکنی؟
پاسخ داد:دراین نزدیکی چشمه آبی هست ومن مرتب نوک خودرا پر از آب میکنم وآنرا روی آتش می ریزم
گفتند:حجم آتش درمقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است واین آب فایده ای ندارد
گفت:شایدنتوانم آتش راخاموش کنم اما در آن هنگام که خداوند می پرسد:زمانی که دوستت درآتش می سوخت توچه کردی؟
پاسخ میدم:هر آنچه ازمن بر آمد..

دوستان لطفانظر بدید
دیدگاه ها (۴)

گنجشک و آتشگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و ب...

گنجشک و آتشداستان کوتاهگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزد...

گنجشک و آتش گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و ...

#هرآنچه_ازمن_برمی_آمد گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدی...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!پرس...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !پر...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت! پر...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!پرس...

نیکی کریمی گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و ب...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!پرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط