{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از اونجایی که پروفایل بنده بسیار گویا است پس خاطره را برا

از اونجایی که پروفایل بنده بسیار گویا است پس خاطره را براتون تعریف می کنم .
یه حیاط فکسنی از بابامون به ما ارث رسید که چند تا خونه ی کلنگی هم یه گوشه اش دلبری می کرد.کنار دیوار خونه هم درخت نارنج پیری بود که سالها با دیوار حیاط مانوس شده و روزهای گرم تابستون سر در گوش هم نجوی میکردند. زیاد کشش نمیدم تصمیم به بازسازی خونه گرفتیم بعد از کلی ایاب و ذهاب به شهرداری و مالیه و عدلیه موفق به کسب پروانه ساخت شدیم و با اندوخته اندکی که داشتیم پس از سپرده گذاری و اشک و آه و منت کشی وام مسکن گرفتیم و زدیم به کار ساخت و ساز اول با کمک داداشا خونه های کلنگی را ضربه فنی کردیم و از یه اوستای هم میهنی،،لر،،هم خواستیم که کارها را به عهده بگیره هرجا که هست خدا یارش باشه از روز اول که اومد شروع کرد به نق زدن و بهانه جویی که این بماند.
صبح یکی از روز های گرم تابستانی که هوا هم به شدت شرجی بود اوستای ما با کارگرا اومدن و ما هم طبق عادت هرروزه رفتیم با لگن زردمون که معرف حضورتون هست براشون از کارخونه یخ بیاریم.برق کارخونه از چند ساعت پیش رفته بود و یخ تا اطلاع ثانوی که این روزها مد شده نداشت.خیلی تو فکر رفتم که خدایا چه کنم و چه نکنم که به فکر افتادم از خونه ی اقوام ها مقداری یخ تهیه کنم..........


لطفا ادامه را درپست بعدی بخونید......
دیدگاه ها (۳)

𝒫𝒶𝓇𝓉 6 🌪✙ا/ت ویو جیمین : بابا بسه دیگه تمومش کن سینان : برو...

فیک جیمین ( کیوت و خشن ) پارت۲۶

پارت 14 منه گناهکار سریع دست دنی رو گرفتم و کشیدمش بیرون از ...

قسمت بعدی #فیک اکسو گمشدهببخشید بچه ها سایتم بسته بود نمیتون...

گناهکار 𝐩𝐚𝐫𝐭: 𝟔𝟏

_خب نماینده باشین ، به نمایندگیتون کار ندارم میگم اینجا چیکا...

دختر همسایه ::::::::::پا به پای من بزرگ شد و قد کشید، دونه ه...

«تلخی از دست دادن،خیلی بیشتر از به دست نیاوردنه. فقط کافیه ی...

«تلخی از دست دادن،خیلی بیشتر از به دست نیاوردنه. فقط کافیه ی...

رمان عشق مثلث پارت ۵۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط