{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب به لب های تو دادم عاقبت خوابم گرفت

لب به لب های تو دادم عاقبت خوابم گرفت
زمزمه هایت غزل شد،خواب از چَشمم گرفت

ناگهان اعجاز کردی با لب و با بوسه ات !
قافیه در من خروشان گشت و شعرم پا گرفت!
دیدگاه ها (۳)

The Last Shadow

💕📎... خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

{۵ دقیقه بعد}ات نفس عمیقی کشید.چراغ‌قوه‌ی گوشیش فقط چند متر ...

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

سناریو قفل آبی پارت ۴

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط