{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تمامه هستی ام رادرنبردباسرنوشت درتهاجم بازمان آتش زدم.

من تمامه هستی ام رادرنبردباسرنوشت درتهاجم بازمان آتش زدم.....من بهارعشق رادیدم ولی باورنکردم یک کلام درجزوه هایم هیچ ننوشتم....من زمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم....من به عشقه منتظربودن همه صبروقرارم رفت.....بهارم رفت...عشقم مرد.
#مهری
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

من گرفتارسنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریادی لازم است!...م...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار ع...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

من....تمام هستیم رادر نبرد باسرنوشتدر تهاجم بازمانآتش زدمکشت...

من تمام هستی‌ام رادر نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عشق...

منتمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم، ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتم من بهار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط