{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارم از پیششون میرم دارن التماسم میکنن ک از پیششون نرم اخ

دارم از پیششون میرم دارن التماسم میکنن ک از پیششون نرم اخه خیلی با هم خوش گذروندیم....میگت مارو تنها نزار رو قلبمون پا نزار...دلم براشون میسوزه وابستم شدن خوشکلای خودم...منم دلم واسشون تنگ میشه ولی دیگ چیکار کنم باید برم از پیششون...نگاش کن چجور دستشو دراز کرده ک نرم!!!!میسپارمتون دس خدا... من اشک چشامو گرفته نمیتونم دیگ حرفی بزنم...
دیدگاه ها (۲)

در اتاقمو میبندم برمیگردم میبینم نشسته رو تختمقد3ثانیه چپ چپ...

"Everything was fine until that day..."پارت ³شیشه ی مشروبم ر...

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت ترانه

#پارت۳برميگردن سمتم...تو چشاي مينا تاسف و حقارت بود و نيشخند...

«کوک» #تک_پارتی#jenkook "ا.ت"داشتم واسش شیرموز درست میکردم ک...

#رمان_شاهزاده_اهریمن_پارت52

p:⁴⁷

p:⁴²

❥ 𖨥 شکجه ی عشق ❥ 𖨥part ⁵میسو کنار کوک بود و لیسا هم کنار شوگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط