{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن زیبایی نیستم

زن زیبایی نیستم
موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می‌‌آید
و نه شب را به یادت می‌‌آورد
نه ابریشم
نه سکوتِ شاعرانه
نه حتی خیال یک خوابِ آرام
پوستِ گندمی دارم
که نه به گندم می‌ماند
نه کویر
و چشم هایی
که گاهی‌ سیاه میزند
گاهی‌ قهوه‌ای
و گاه که به یاد مادرم می‌‌افتم
عسلی می‌شوند و کمی خیس
دست‌هایم .... دست هایم
دست هایم مهربانند
و هر از گاهی
برای تو
به یادِ تو
به عشقِ تو
شعر می‌‌نویسند
مرا همینطور ساده دوست داشته باش
دیدگاه ها (۲)

همیشه مهم توبودی اگه غروری بود برای تو بود......اگه احساسی ب...

این را برای کسی مینویسم ،که روزی دوستم داشت ،به حرفهایم ،به ...

دلنوشته کوچک‌منبه خاطرش سکوت می کنم سکوتی که شاید گمان کندبی...

غرق دردم ولی میخندم,خنده ای ک تلخیش را,فقط خودم میدانم وخدای...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

نماد مرگ پارت شیشم

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط