{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز آرزو کردم زودتر بزرگ شوم، که کفش هایم پاشنه های بل

یک روز آرزو کردم زودتر بزرگ شوم، که کفش هایم پاشنه های بلند داشته باشد

و دیگر جوراب های سفید تور دار و جوراب شلواری های عروسکی نپوشم،

دلم می خواست بزرگ شوم تا دستم به کابینت های بالای آشپزخانه برسد،

بتوانم غذا درست کنم و وقتی از خیابان رد می شوم مادرم دستم را نگیرد،

فکر می کردم بزرگ می شوم و دنیا سرزمین کوچکی ست پر از شادی و من موهایم را به باد می دهم ، 

رژ لب های مادرم را می زنم و عشق را تجربه می کنم،

همان عشقی که بین صفحات رمان ها و داستان ها می چرخید، 

حالا من بزرگ شده ام، 

تعدادی کفش پاشنه بلند دارم، 

هنوز دستم به کابینت های بالای اشپزخانه کمابیش نمی رسد اما میتوانم بااجاق گاز برای خودم غذا درست کنم

حالا مادرم نیست ک من دست مادرم را بگیرم و او را از خیابان ها رد بکنم، 

موهایم را به هر رنگی در می آورم و اشک هایم را به باد می دهم، 

عشق را تجربه کرده ام همانطور که خیانت، دروغ، زخم را تجربه کرده ام،

حالا می دانم دنیا سرزمین بی انتهاییست ، 

پر از آدم های عجیب...

و بزرگ شدن بدترین آرزوی همه زندگی من بود که بر خلاف تمام آرزوهایم به دستش آوردم.
دیدگاه ها (۷)

میدانی ، روزی که ماجرای عشق تو را به مادرم گفتم ، چه اتفاقی ...

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیابـه هـر زبـانی که بـدانی یـا ...

زن های عاشق نمی میرند...سرگردان می شونددرون زمان ....اتاقخان...

گفته بودیهر وقت که شعر می نویسیدوستم بدارنمی دانماز این همه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش دوم__سوروسیک کافه متحرک پیدا می‌کنم و پایی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

I don't know my own roots Now it's bothering meI've always w...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط