{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق چیست؟

عشق چیست؟

مادر گفت عشق یعنی فرزند.

پدر گفت عشق یعنی همسر

دخترک گفت عشق یعنی عروسک.

معلم گفت عشق یعنی بچه ها.

خسرو گفت عشق یعنی شیرین.

شیرین گفت عشق یعنی خسرو

فرهاد گفت: …. ؟

فرهاد هیچ هم نگفت.

فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشمانی بارانی.

میخواست فریاد بزند اما سکوت کرد!‌ میخواست شکایت

کند اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد؟

سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی

پایش را ببیند! ولی او نایستاد.

سکوت کرد و فقط رفت. چون میدانست او نباید بماند

و عشق معنا شد
دیدگاه ها (۲)

دستمال کاغذی به اشک گفت قطره قطره ات طلاستیکم ...

باران میباریدکودک نگاهی به سوراخ چکمه اش انداختلبخندی زدسرش ...

بغض ها را باید قورت داد... عاشقانه ها را از پنجره تف کرد...و...

به بعضیام باس گفت از پس پا دادی جانباز شدی ..

🖤 پارت هفتم | خواهر گمشدهلانا کاغذ را محکم در دستش گرفته بود...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌ودوم 𓆪 🖤🥀مرد برای چند ثانیه هیچ نگفت...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وچهارم 𓆪 🖤🥀دستگیره‌ی در آرام چرخید.همه...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 150✦...................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 160✦...................

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇19ویو هویج:_ دایی... تو از ات خوشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط