پارت ۱۶۸
پارت ۱۶۸
- اگه بخوای بمیری اول باید منو بکشی
با بهت بهش نگاه کردم که دستش رو گذاشت رو قلبش و ادامه داد:
-اول بیا و اونو بکن تو قلب من ، اونوقت میتونی بمیری...
هنوز شکه بودم ، قدمی به سمتم برداشت که سریع شیشه رو سمتش گرفتم
+جلو نیا ، اگه بیای میکشمت
جلوتر و جلوتر اومد
- بزنم...
+ دیوونه شدی؟
- امشب بهت فرصت اینو میدم که کسی رو که زندگیتو نابود کرد بکشی، اگه امشب نکشیم دیگه هیچوقت فرصتش برات پیش نمیاد
تویه چشماش نگاه کردم ، زیر چشماش جای چنگم هنوز معلوم بود ، زخم شده بود ، شیشه رو محکم تویه دستم فشار دادم ، میخواستم بزنم اما هرکاری میکردم دستم باهام یار نبود... اینقدر شیشه رو تویه دستم فشار دادم که از دستام خون درومد، هیون سریع شیشه رو از دستم گرفت و به یه طرف انداخت و من رو رویه تخت نشوندو خودش رفت جعبه ی کمک های اولیه رو اورد و دستمو باند پیچی کرد
-دلت درد میکنه؟ میخوای ببرمت دوش بگیری؟
- اگه بخوای بمیری اول باید منو بکشی
با بهت بهش نگاه کردم که دستش رو گذاشت رو قلبش و ادامه داد:
-اول بیا و اونو بکن تو قلب من ، اونوقت میتونی بمیری...
هنوز شکه بودم ، قدمی به سمتم برداشت که سریع شیشه رو سمتش گرفتم
+جلو نیا ، اگه بیای میکشمت
جلوتر و جلوتر اومد
- بزنم...
+ دیوونه شدی؟
- امشب بهت فرصت اینو میدم که کسی رو که زندگیتو نابود کرد بکشی، اگه امشب نکشیم دیگه هیچوقت فرصتش برات پیش نمیاد
تویه چشماش نگاه کردم ، زیر چشماش جای چنگم هنوز معلوم بود ، زخم شده بود ، شیشه رو محکم تویه دستم فشار دادم ، میخواستم بزنم اما هرکاری میکردم دستم باهام یار نبود... اینقدر شیشه رو تویه دستم فشار دادم که از دستام خون درومد، هیون سریع شیشه رو از دستم گرفت و به یه طرف انداخت و من رو رویه تخت نشوندو خودش رفت جعبه ی کمک های اولیه رو اورد و دستمو باند پیچی کرد
-دلت درد میکنه؟ میخوای ببرمت دوش بگیری؟
- ۹.۵k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط