{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به هر سوراخی سرک کشیدم

به هر سوراخی سرک کشیدم
نه نگاهی در پستویی به جا مانده بود که
دل را بلرزاند ... و
نه نایی در جان باقی که
بخواهد صرف شب گریه‌های بی‌صدا شود..

درست مثل این که مرگ،
دستِ زندگی را خوانده باشد
چه زود از قــوارۀ عشق افتادم و
در احتمالات ِ بی‌کسی غرق شدم..

حالا
مته به خشخاش تنهایی می‌گذارم
بی‌آنکه برای شعر دلیل بیاورم،
بی‌معشوق هم می‌شود با واژه‌ها کنار آمد..
#حمیدرضا_هندی
دیدگاه ها (۱۴)

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

به هر سوراخی سرک کشیدم ،نه نگاهی در پستویی به جا مانده بود ،...

به هر سوراخی سرک کشیدمنه نگاهی در پستویی به جا مانده بود کهد...

نه آن که دید، نه آن که گفت part²

پارت ۱۰۵ غلتی توی جام زدم و به سمت ا/ت برگشتم.....بهش میومد ...

24:Amityville Horror Houseخانه‌ی ترسناک امیتویلنگاهی خیره به...

آشنای غریب سلام .حقیقتش هنوزنمی دانم ناچاری یادچار . اگرناچا...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ 🌷 #قسمت_سی_و_یکم دلم گرفت...

✦ستارگانی در سایه ✦پارت ششم

Paet19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط