part36
part36
ا.ت: منم امروز با لیا و هانا میرم بیرون
جیمین: ا.ت برو تو اتاقم
ا.ت: چرا؟
جیمین: مامانم دم دره
منم سریع گوشیمو با دمپایی هایی که باهاشون اومد رو برداشتم و رفتم توی اتاقش
امروز صبح به اتاقش توجه نکردم
اتاق قشنگی داشت
تمش سفید و مشکی بود
مامان جیمین: من برگشتممم
جیمین: خوش برگشتی
مامان جیمین: خب تو این دو روز که نبودم چیکار کردی؟
جیمین: خب، عصرا میرفتم کتابخونه که درس بخونم تا شب شبم برمیگشتم شام میخوردم و میخوابیدم
مامان جیمین: تو؟ کتابخونه؟ درس؟ تو که بالا ترین نمرت ۱۰ـئه و اصلا درس نمیخونی
جیمین: میخوام دانشگاهمو سفت و سخت شروع کنم
مامان جیمین: آفرین خب من میرم یه دوش بگیرم
تا مامان جیمین اینو گفت جیمین اومد توی اتاق
ویو جیمین
رفتم توی اتاقم دیدم ا.ت روبروم وایساده
ا.ت: که بالاترین نمرت ۱۰ـئه آره؟ از فردا خودم باهات درس کار میکنم
جیمین: مگه کلاس اولم میخوای باهام کار کنی؟
ا.ت: میخوام اون ۱۰ رو ۲۰ کنم، خب خدافظ دیگه
ویو ا.ت
از اونجایی که دیشب با چمدونم رفته بودم توی پارک چمدونمم توی اتاق جیمین بود
چمدونمو برداشتم و رفتم خونه
دیدم جیهوپ خوابه
ا.ت: هوپی؟ بیدار شو لنگ ظهره
جیهوپ: بیدار بشم چیکار کنم، بزار بخوابم دیگه
ا.ت: نخیرم، پاشو ساعت ۲ ظهره
جیهوپ: پوففف، رومخ
ادامه دارد...
ا.ت: منم امروز با لیا و هانا میرم بیرون
جیمین: ا.ت برو تو اتاقم
ا.ت: چرا؟
جیمین: مامانم دم دره
منم سریع گوشیمو با دمپایی هایی که باهاشون اومد رو برداشتم و رفتم توی اتاقش
امروز صبح به اتاقش توجه نکردم
اتاق قشنگی داشت
تمش سفید و مشکی بود
مامان جیمین: من برگشتممم
جیمین: خوش برگشتی
مامان جیمین: خب تو این دو روز که نبودم چیکار کردی؟
جیمین: خب، عصرا میرفتم کتابخونه که درس بخونم تا شب شبم برمیگشتم شام میخوردم و میخوابیدم
مامان جیمین: تو؟ کتابخونه؟ درس؟ تو که بالا ترین نمرت ۱۰ـئه و اصلا درس نمیخونی
جیمین: میخوام دانشگاهمو سفت و سخت شروع کنم
مامان جیمین: آفرین خب من میرم یه دوش بگیرم
تا مامان جیمین اینو گفت جیمین اومد توی اتاق
ویو جیمین
رفتم توی اتاقم دیدم ا.ت روبروم وایساده
ا.ت: که بالاترین نمرت ۱۰ـئه آره؟ از فردا خودم باهات درس کار میکنم
جیمین: مگه کلاس اولم میخوای باهام کار کنی؟
ا.ت: میخوام اون ۱۰ رو ۲۰ کنم، خب خدافظ دیگه
ویو ا.ت
از اونجایی که دیشب با چمدونم رفته بودم توی پارک چمدونمم توی اتاق جیمین بود
چمدونمو برداشتم و رفتم خونه
دیدم جیهوپ خوابه
ا.ت: هوپی؟ بیدار شو لنگ ظهره
جیهوپ: بیدار بشم چیکار کنم، بزار بخوابم دیگه
ا.ت: نخیرم، پاشو ساعت ۲ ظهره
جیهوپ: پوففف، رومخ
ادامه دارد...
- ۵.۵k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط