{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب های کبود

لب های کبود

زیر چشمان سیاه

لاغر

خسته

تنها

گوشه گیر

همه گفتند که از سیگار شروع شد . . .

خوشحال باش !

این بار هم قِصر در رفتی . . .

داغ های صورتم ، خنجری شد بر تـن سیگار . . .
دیدگاه ها (۱)

باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد آن قدر که اشک‌ها خشک شو...

باور آدمهای ساده را خراب نکن آدمهای ساده با تو تا ته خط می آ...

مردانه که دلت بگیرد کدام زن میخواهد آرامت کند . . .؟ مردانه...

سیگار کشیدنمـ را کلاس نامیدند ؛ نمی دانستند که منـ از کلاس ز...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 143♡⁠。⁠)⁩با وجو...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۲: اولین روز، اولین دردسرنور صبح از لای پ...

کپشننن برای خوندن رمان جذابمون😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و هفت پله...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۳: فاجعه در آشپزخانهسوآ و تهیونگ آهسته بر...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۷: وقتی قصر بالاخره نفس کشیدچند لحظه بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط