part13 exoکلاس
part13 exoکلاس
اما نه!!! امکان نداره! 12 تاشونم همراه دوستام بودن. شت به این زندگی . کلا یه بار توی عمرم اینجوری اومدم بیرون بعد از شانس گند منم اینا اومدن! باید در برم یا بگم یه مشکلی برام پیش اومده نتونستم بیام . پشتم بهشون بود که یه دفعه کای سوت بلندی کشید_به به چه جیگری! برگشتم و گفتم_سلام . تا رومو دیدن از تعجب دهنشون باز موند . خوبه فقط یه خورده به خودم رسیدما! ماریا_خوشگل ندیدین؟ سولیما_ماریا خودتی؟ ماریا_پ ن پ عمه مه! سولیما_بترکی ایشالله! ماریا_تو منو ترکیده فرض کن .... راه بیوفتیم؟ سوهو_ا...ا..اره راه افتادیم میدونستم سولیما شین رو دوست داره ولی نه در این حد که هی بهش بچسبه و خودشو لوس کنه. واقعا این کاراش داشت رو مخم میرفت . برگشتم که به سولماز بگم اسن چرا انقد رو مخه که دیدم اونم زل زده به کای! پسر ندیده به اینا میگن! دخترا لباسشون خیلی باز تر از من بود و به خاطر همین زیاد معذب نبودم . احساس سنگینی نگاه یک نفر رو کردم و نگا که به اطرافم انداختم سوهو رو دیدم که زومه رو من و صورتشم قرمزه! شده بود گوجه! فکش کاملا منقبض بود و رگ گردنش متورم شده بود! به من چه؟ ! تازگیا دارم احساس میکنم بهش حساس شدم ولی همه اش توهمه. ت. و .هم . با اینکه کفشمم10 سانته ولی بازم کوتاهم. چرا واقعا؟ بیشتر دخترای کره ای قداشون کوتاهه. اه .داشتم با خودپ کلنجار میرفتم که یکی گفت رسیدیم. اخیش خیلی وقت بود نیومده بودم ساحل . نسیم ملایمی میوزید و من عاشق این نسیما بودم. چشمامو بستم و به صدای نسیم گوش کردم که حس کردم.....
ادامه رمان در پارت 14
اما نه!!! امکان نداره! 12 تاشونم همراه دوستام بودن. شت به این زندگی . کلا یه بار توی عمرم اینجوری اومدم بیرون بعد از شانس گند منم اینا اومدن! باید در برم یا بگم یه مشکلی برام پیش اومده نتونستم بیام . پشتم بهشون بود که یه دفعه کای سوت بلندی کشید_به به چه جیگری! برگشتم و گفتم_سلام . تا رومو دیدن از تعجب دهنشون باز موند . خوبه فقط یه خورده به خودم رسیدما! ماریا_خوشگل ندیدین؟ سولیما_ماریا خودتی؟ ماریا_پ ن پ عمه مه! سولیما_بترکی ایشالله! ماریا_تو منو ترکیده فرض کن .... راه بیوفتیم؟ سوهو_ا...ا..اره راه افتادیم میدونستم سولیما شین رو دوست داره ولی نه در این حد که هی بهش بچسبه و خودشو لوس کنه. واقعا این کاراش داشت رو مخم میرفت . برگشتم که به سولماز بگم اسن چرا انقد رو مخه که دیدم اونم زل زده به کای! پسر ندیده به اینا میگن! دخترا لباسشون خیلی باز تر از من بود و به خاطر همین زیاد معذب نبودم . احساس سنگینی نگاه یک نفر رو کردم و نگا که به اطرافم انداختم سوهو رو دیدم که زومه رو من و صورتشم قرمزه! شده بود گوجه! فکش کاملا منقبض بود و رگ گردنش متورم شده بود! به من چه؟ ! تازگیا دارم احساس میکنم بهش حساس شدم ولی همه اش توهمه. ت. و .هم . با اینکه کفشمم10 سانته ولی بازم کوتاهم. چرا واقعا؟ بیشتر دخترای کره ای قداشون کوتاهه. اه .داشتم با خودپ کلنجار میرفتم که یکی گفت رسیدیم. اخیش خیلی وقت بود نیومده بودم ساحل . نسیم ملایمی میوزید و من عاشق این نسیما بودم. چشمامو بستم و به صدای نسیم گوش کردم که حس کردم.....
ادامه رمان در پارت 14
- ۳.۷k
- ۰۱ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط