{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهای بی تو را

روزهای بی تو را
درد می کشم
و در خُمار
ی نداشتنت
استخوان می فشارم

هر شب
پشت پلک های خسته ام
سمفونی غمگین عشق را می نوازم
و دوستت دارم هایم
از چشمانم سرریز می شوند

گاهی فکر می کنم
میان این همه با تو بودن ها
تو چقدر بدونِ منی
و این یعنی فاجعه!

دردناک است
که من در سلول تنهایی خود
چوب خط روزهای نبودنت را بکشم
و تو حتی ندانی
که امروز چند شنبه است!!
دیدگاه ها (۱)

بلاتکلیف تر از اسفند دیده اے؟معشوقه ے زمستانستاماعطر بهار را...

.

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط