{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه و...

ادامه و...


سپس رفت الکس آروم سمت تهیونگ نگاه کرد بلافاصله یاد لیزا افتاد و شروع به حرف نمود ...
الکس : لیزا دوست دوران دانشگاه ام بود مدتی میشه که ندیدمش
تهیونگ آروم دستش را برد سمت موهای الکس سپس موهای دور گوشش را جمع کرد سپس به پست هدایت کرد
تهیونگ: توت فرنگی من چرا اینو قبلا بهم نگفته بود
الکس ؛ اینقدر با هم لاس میزدیم که فراموش کردم
تهیونگ پفه ای از میان لب هایش بیرون رفت بلافاصله تند و بلند تند خندید خیلی از افرادی در آن مکان حضور نداشتن ولی نظر آن ها سمتش جلو شد شاید از نظر آن ها این کرد کره ای دیوانه بود اینقدر پر سکوت نباید بخندد
دیدگاه ها (۴)

بوسه دردناک )پارت ۱۱۹ خنده ...

معجزه زندگی )پارت بیست و پنج صدا زنگ گوشی به گوشش خورد آروم ...

بوسه دردناک )پارت ۱۱۹ بارش برف...

بوسه دردناک )پارت ۱۱۸ تهیونگ: بله...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۳ ویو راوی بلافاصله...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

چند پارتی تهیونگ

هنوز خنده‌مون تموم نشده بود که صدای غرق خواب و ملتمسانه‌ی سو...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²²صدای هلیکوپتر هر لحظه نزدیک‌تر می‌...

وقتی بردیش ایران p¹

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۰* پرش زمانی به فر...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۲ویو راوی نورا فنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط