بوسه دردناک )
بوسه دردناک )
پارت ۱۱۸
تهیونگ: بله میونگ !
میونگ با چشم های خشن زل زد به الکس و با فریاد گفت ...
میونگ: لعنت بهت ای الکس .. لعنت به تو زندگیمون خراب کردی عشقمو ازم گرفتی
الکس خونسرد و جدی بلند شد سپس جلو میونگ ایستاد خطاب به تهیونگ گفت
الکس : کیم تهیونگ نبینم با این مار حرف بزنی
تهیونگ به این حسادت همسرش خندید پس به پشت تکیه داد
میونگ: تو کی باشی که با تهیونگ اینجوری حرف بزنی
این بار میونگ بود که قدمی سمتش برداشت و حالا رخ تو رخ هم ایستادن ولی الکس ! ... همان گونه ریلکس و جدی با دستش زد با شانه میونگ و میونگ با تعجب حرکت اش را زیر نظر گرفت ...
الکس : به تو چه حا باید از تو بپرسم که با شوهرم جچوری حرف بزنم
مرد کت شلوار پوش تند سمت آن ها انداخت و پچ پچ های میز کناری و روبه رو ای به گوش آن هم میخورد ... مرد کت شلوار پوش انداخت مدیر رستوران بود تند گفت
خانم کیم الکس چیزی شده این خانم مزاحم شما شدم
الکس با تمام غرورش روی صندلیش نشست بلافاصله پا رو آن یکی پا انداخت و خیلی ریلکس با زبان مادرانه اش نجوا کرد
الکس ؛ اینو بندازید بیرون
میونگ با خشم و بیش از حد بلند گفت
میونگ: تو کی باشی که منو از هتل بیرون میکنی
الکس با دو انگشت به کت شلوار پوش اشاره تا میونگ را از هتل بیرون کنه مرد با احترام و زبان فرانسوی گفت
مرد : خانم بفرمایید بیرون !
میونگ به شدت خشمگین و با حرص زیر لبی گفت " دارم برات "
سپس با قدم های تند از رستوران خارج شد الکس همچنان جدی به تهیونگ زل زد و عصبی گفت
الکس ؛ نبینم باهاش حرف بزنی
تهیونگ خندید و ابر بالا انداخت سپس دست به سینه نشست
تهیونگ: همسر جدی من بودی تو ؟
الکس آروم خندید ... و همراهش هیجو و تهیونگ هوسوک
هیجو : خیلی خشن بودی واقعا ..
الکس آروم و با عشق به تهیونگ نگاه کرد سپس آهن شیرینی را انداخت نمود و آورم گفت
الکس : نه عاشق بودم
همین کلمه کافی بود تا تهیونگ هم همان نگاه الکس را به خودش گرفت ...
الکس آروم گفت
الکس : خب بیمار من بیا بریم
پالتو و کیفشرا به دست گرفت سپس دستش را سمت تهیونگ دراز کرد
با یک لبخند رو لبش دستش را در دست ظریف و نرم الکس گذاشت سپس بلند شد و همراهش رفت ... از رستوران دست تو دست خارج شدن و بعد از سوار شدن تو ماشین و الکس به آرامی رانندگی میکرد یک آهنگ زیبا را آورد سپس همراهش میخواند با هر آهنگ بیشتر میخندید و با هم میخوندن تا اینکه الکس ماشینی را جای پارک کرد
تهیونگ: اینجا کجاست ؟
پارت ۱۱۸
تهیونگ: بله میونگ !
میونگ با چشم های خشن زل زد به الکس و با فریاد گفت ...
میونگ: لعنت بهت ای الکس .. لعنت به تو زندگیمون خراب کردی عشقمو ازم گرفتی
الکس خونسرد و جدی بلند شد سپس جلو میونگ ایستاد خطاب به تهیونگ گفت
الکس : کیم تهیونگ نبینم با این مار حرف بزنی
تهیونگ به این حسادت همسرش خندید پس به پشت تکیه داد
میونگ: تو کی باشی که با تهیونگ اینجوری حرف بزنی
این بار میونگ بود که قدمی سمتش برداشت و حالا رخ تو رخ هم ایستادن ولی الکس ! ... همان گونه ریلکس و جدی با دستش زد با شانه میونگ و میونگ با تعجب حرکت اش را زیر نظر گرفت ...
الکس : به تو چه حا باید از تو بپرسم که با شوهرم جچوری حرف بزنم
مرد کت شلوار پوش تند سمت آن ها انداخت و پچ پچ های میز کناری و روبه رو ای به گوش آن هم میخورد ... مرد کت شلوار پوش انداخت مدیر رستوران بود تند گفت
خانم کیم الکس چیزی شده این خانم مزاحم شما شدم
الکس با تمام غرورش روی صندلیش نشست بلافاصله پا رو آن یکی پا انداخت و خیلی ریلکس با زبان مادرانه اش نجوا کرد
الکس ؛ اینو بندازید بیرون
میونگ با خشم و بیش از حد بلند گفت
میونگ: تو کی باشی که منو از هتل بیرون میکنی
الکس با دو انگشت به کت شلوار پوش اشاره تا میونگ را از هتل بیرون کنه مرد با احترام و زبان فرانسوی گفت
مرد : خانم بفرمایید بیرون !
میونگ به شدت خشمگین و با حرص زیر لبی گفت " دارم برات "
سپس با قدم های تند از رستوران خارج شد الکس همچنان جدی به تهیونگ زل زد و عصبی گفت
الکس ؛ نبینم باهاش حرف بزنی
تهیونگ خندید و ابر بالا انداخت سپس دست به سینه نشست
تهیونگ: همسر جدی من بودی تو ؟
الکس آروم خندید ... و همراهش هیجو و تهیونگ هوسوک
هیجو : خیلی خشن بودی واقعا ..
الکس آروم و با عشق به تهیونگ نگاه کرد سپس آهن شیرینی را انداخت نمود و آورم گفت
الکس : نه عاشق بودم
همین کلمه کافی بود تا تهیونگ هم همان نگاه الکس را به خودش گرفت ...
الکس آروم گفت
الکس : خب بیمار من بیا بریم
پالتو و کیفشرا به دست گرفت سپس دستش را سمت تهیونگ دراز کرد
با یک لبخند رو لبش دستش را در دست ظریف و نرم الکس گذاشت سپس بلند شد و همراهش رفت ... از رستوران دست تو دست خارج شدن و بعد از سوار شدن تو ماشین و الکس به آرامی رانندگی میکرد یک آهنگ زیبا را آورد سپس همراهش میخواند با هر آهنگ بیشتر میخندید و با هم میخوندن تا اینکه الکس ماشینی را جای پارک کرد
تهیونگ: اینجا کجاست ؟
- ۱۴.۷k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط