{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داریوش را نمی توان دوست نداشت .

داریوش را نمی توان دوست نداشت .

صدای گرم و خیلی مردانه ای که برای خیلی ها یادآور خیلی چیزهاست . یادآور نارفیقی مایی که پشت هر اعتمادی را با خنجر زخم کردیم ، یادآور آینه ای که از شرم ما صد چهره ها در آن چین افتاده است ، یادآور همه ی یاورهای نه همیشه مومن ، یادآور همه ی آن پشت پا هایی که از یاران خوردیم ، یادآور همه ی فریادهای خاموش نسل ما زیر یک اقیانوس آب ، یادآور این که از دار دنیا سهم من و ما فقط بوی گندمی بود که خود کاشتیم .  
داریوش را باید دوست داشت ، داریوش را باید فهمید .
دیدگاه ها (۲۷)

خزعولات ...بیرون را نگاه می کرد از پنجره مردی با موی سفید و ...

دستانت در دست او و چشمانت به چشم من ، و این تلخ ترین خاطره ی...

حجم خروج نخبگان از کشور قابل تامل است. طبق آمار صندوق بین‌ال...

تمامیّت‌خواهی، یا توتالیتاریسم (به فرانسوی: totalitarisme) ا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

ببخشید دیر شد قول میدم فعلا فقط پارت بدم💗دردسر های سه روزه (...

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

خانوم مدیرعاملبعضی آدم‌ها درست در زمانی وارد زندگی‌ات می‌شون...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

اخرین بازمانده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط