اعتراف میکنم وقتی دبستانی بودم میرفتم جلو نماز خونه با چن
اعتراف میکنم وقتی دبستانی بودم میرفتم جلو نماز خونه با چند تا از دوستام کفشارو جمع میکردیم میریختیم اشغالی. بعد که بچه ها میومدن بیرون میگفتیم داشتین نماز میخوندید فرشته ها کفشاتونو جمع کردن بردن. بدبختا باور میکردن...... هه هه هه هه
- ۶۴۰
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط