{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفت

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفت
هر چه عاشق تر شدم این نکته را فهمید و رفت ...

از عبور یک نفر در کوچه ام باران گرفت
آمد و ابر نگاهش بر دلم بارید و رفت

رودی از شعر و غزل در غربتم جاری شده
لحظه ای بر آسمان شعر من تأیید و رفت

کودک دل نم نمک با بودنش پا می گرفت
آخر از چشم سیاهش فطره ای لرزید و رفت

محو دریای خیالش آرزو کردم بمان
آرزویم را شبی در بقچه ای پیچید و رفت.......
دیدگاه ها (۳۱)

گفته بودم که غمت مالِ من استجفت چشمانِ تو اموالِ من استگفته ...

بی هوای دوست، ای جان دلم، جانی ندارمدردمندم، عاشقم بی دوست، ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

کمی بیشتر هوایم را داشته باش ..... این روزها..... ...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمانِ آبى‌ام را يك نفر دزديد و رفتهر چه عاشق تر شدم اين نكت...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط