{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفت

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفت
هر چه عاشق تر شدم این نکته را فهمید و رفت ...

از عبور یک نفر در کوچه ام باران گرفت
آمد و ابر نگاهش بر دلم بارید و رفت

رودی از شعر و غزل در غربتم جاری شده
لحظه ای بر آسمان شعر من تأیید و رفت

کودک دل نم نمک با بودنش پا می گرفت
آخر از چشم سیاهش فطره ای لرزید و رفت

محو دریای خیالش آرزو کردم بمان
آرزویم را شبی در بقچه ای پیچید و رفت......








دیدگاه ها (۵)

اولین روز شهریور ماهت به خیر ..بی خیال نداشته هایتبی خیال غص...

یکم شهریور ماه سالروز ولادت بزرگ دانشمند و طبیب برجسته نامدا...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست…خوابند همه خفته بیدار کسی ن...

ﺑﯿﺪاد رﻓﺖ ﻻﻟﻪ ﺑﺮ ﺑﺎد رﻓﺘﻪ راﯾﺎ رب ﺧﺰان ﭼﻪ ﺑﻮد ﺑﻬﺎر ﺷﮑﻔﺘﻪ راﻫ...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمانِ آبى‌ام را يك نفر دزديد و رفتهر چه عاشق تر شدم اين نكت...

آسمان آبى ام را يك نفر دزديد و رفتهر چه عاشق تر شدم اين نكته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط