part2
part2
ویو ا.ت
وقتی منو هانا توی دفتر بودیم یهو تهیونگ زا یه پسره خیلی خوش قیافه اومدن داخل و احساس میکردم روش کراش زدم ولی قبول نمیکردم
وقتی اومده بود پیشم ضربان قلبم داشت میرفت بالا ولی آرامشمو حفظ کردم
بعدش رفتیم سر کلاس نشستیم و بعد ۱۰ مین معلم وارد کلاس شد
کار خاصی توی کلاس نکردیم فقط اسمامونو پرسید و راجب کتاب جدیدی که داشتیم یکم توضیح داد و زنگ تفریح خورد
نشسته بودم سر جام و با هانا صحبت میکردم
هانا: ا.ت یه لحظه وایسا تهیونگو کار دارم
ا.ت: اوکی
بعد ۲ مین یه ماده ی گرمی رو بین پاهام حس کردم
اون موقع بود که دلم میخواد جیغ بزنم
و سریع رفتم سمت دستشویی
وقتی رفتم توی دستشویی تازه یادم اومد نوار بهداشتی نیاوردم
ویو جیمین
ا.ت خیلی گوگولی نشسته بود سرجاش و با موهاش بازی میکرد که یهو دیدم بلند شد و دوید از کلاس بیرون
دویدم دنبالش و دیدم سریع رفت توی دستشویی
خیالم راحت شد که فقط دستشویی داشت
که یهو
ا.ت: شتتتت(با داد)
ادامه دارد...
ویو ا.ت
وقتی منو هانا توی دفتر بودیم یهو تهیونگ زا یه پسره خیلی خوش قیافه اومدن داخل و احساس میکردم روش کراش زدم ولی قبول نمیکردم
وقتی اومده بود پیشم ضربان قلبم داشت میرفت بالا ولی آرامشمو حفظ کردم
بعدش رفتیم سر کلاس نشستیم و بعد ۱۰ مین معلم وارد کلاس شد
کار خاصی توی کلاس نکردیم فقط اسمامونو پرسید و راجب کتاب جدیدی که داشتیم یکم توضیح داد و زنگ تفریح خورد
نشسته بودم سر جام و با هانا صحبت میکردم
هانا: ا.ت یه لحظه وایسا تهیونگو کار دارم
ا.ت: اوکی
بعد ۲ مین یه ماده ی گرمی رو بین پاهام حس کردم
اون موقع بود که دلم میخواد جیغ بزنم
و سریع رفتم سمت دستشویی
وقتی رفتم توی دستشویی تازه یادم اومد نوار بهداشتی نیاوردم
ویو جیمین
ا.ت خیلی گوگولی نشسته بود سرجاش و با موهاش بازی میکرد که یهو دیدم بلند شد و دوید از کلاس بیرون
دویدم دنبالش و دیدم سریع رفت توی دستشویی
خیالم راحت شد که فقط دستشویی داشت
که یهو
ا.ت: شتتتت(با داد)
ادامه دارد...
- ۵.۵k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط