{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی پای کسی میمانی ....

گاهی پای کسی میمانی ....
که نه دیدی اش ....
نه میشناسی اش .......
فقط حسش کرده ای ....
تجمسمش کرده ای....
پشت هاله ای از نوشته های مجازی روی پیج مجازی اش ...

که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی ....

لایــــ ــــ ــــک ....
دیدگاه ها (۴)

گفته بودی برایت چیزی بنویسم .......چیزی نمینویسم چشم هایم را...

زنده بودن حرکتی است افقیاز گهواره تا گور ......اما زندگی کرد...

عید زیباى برائت از عدو دارد ربیععید میلاد دو دلدار نکو دارد ...

این آتیشپاره بزرگ بشه چی میشه!!!!

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

رمن:گناه ابی p:3سه روز از ورودم به عمارت مهراد گذشته بود.هر ...

P : 17

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

مهمونی پارت ۵۳

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۸صدای قدم‌های ات و جونگکوک در را...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪ات با دست‌های لرزان پا...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وچهارم 𓆪 🖤🥀دستگیره‌ی در آرام چرخید.همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط