{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایاامشب سرقرارمی ایی؟؟؟

خدایاامشب سرقرارمی ایی؟؟؟

من.تو.بغض..باران.سکوت وخیابان

خدایابغض وسکوت ازمن...

باران خیابان ازتو...

تودستهایم رابگیرتابتوانم این بغض وسکوت لعنتی رابشکنم

خدایامیخواهم فرق باران تواشکهای من معلوم نشود...

خدایاکمی دستانم رامحکمتربگیر میترسم این بغض و سکوت زمین گیرم کند...
دیدگاه ها (۲)

اززندگی سیرم کردند...!مردمانی که...به من می گویند:غمگین نباش...

ﺧــٌــﺪﺍﯾــــــﺍ !ﺁﻏﻮﺷـَــﺕ ﺭﺍ ﺍِﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪَﻫـــــﯽ ؟ﺑﺮ...

بابام

این روزها را دوست ندارم،روزهایی که دلیلی پیدا نمیشود برای خن...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

سناریو تهیونگ

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

🦢 پارت هفدهم | نزدیک‌تر از همیشهروزها آرام‌تر شده بود، اما ر...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑧من در سرزمینیکه تو را در آن نب...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط