+ خب پس توهم اینقدر به من نپر که منم غر نزنم سرت!
+ خب پس توهم اینقدر به من نپر که منم غر نزنم سرت!
نفسی بیرون داد و سرش رو روی فرمون گذاشت چند دقیقه بعد بدون حرفی ماشینو به حرکت درآورد ، چند دقیقه بعد صدای زنگ گوشیش بلند شد
-الو چیه سونگین؟
....
-چ...چی داری میگی ؟ مگه نگفتم مراقبش.....
سرش رو در یک لحظه سمت من چرخوند و حرفش رو خورد
- کدوم بیمارستانید؟
....
-باشه باشه خودمو میرسونم
گوشی رو قطع کرد و سرعت ماشینو بیشتر کرد ، دستاش میلرزید...
+چی شده ؟
-ه..هیچی...
حتما... حتماً راجب دخترم بود...وگرنه چه دلیلی داره اینقدر اشفته بشه ، چند دقیقه بعد جلوی خونه بودیم ، مارو پیاده کردو خودش رفت ، سریع هیونینو دادم دست خدمتکارو خودم سوار ماشین شدم و به بیمارستانی که یکم از اسمشو فهمیدم رفتم
ماشین رو پارک کردم و آروم رفتم بالا...
نفسی بیرون داد و سرش رو روی فرمون گذاشت چند دقیقه بعد بدون حرفی ماشینو به حرکت درآورد ، چند دقیقه بعد صدای زنگ گوشیش بلند شد
-الو چیه سونگین؟
....
-چ...چی داری میگی ؟ مگه نگفتم مراقبش.....
سرش رو در یک لحظه سمت من چرخوند و حرفش رو خورد
- کدوم بیمارستانید؟
....
-باشه باشه خودمو میرسونم
گوشی رو قطع کرد و سرعت ماشینو بیشتر کرد ، دستاش میلرزید...
+چی شده ؟
-ه..هیچی...
حتما... حتماً راجب دخترم بود...وگرنه چه دلیلی داره اینقدر اشفته بشه ، چند دقیقه بعد جلوی خونه بودیم ، مارو پیاده کردو خودش رفت ، سریع هیونینو دادم دست خدمتکارو خودم سوار ماشین شدم و به بیمارستانی که یکم از اسمشو فهمیدم رفتم
ماشین رو پارک کردم و آروم رفتم بالا...
- ۷.۲k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط