{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب در سکوتِ آینه آشوب می کنی

شب در سکوتِ آینه آشوب می کنی

حالم بد است، حالِ مرا خوب می کنی



بیدار می کنی تو گلوی پرنده را

هاشور می زنی به لبم طرحِ خنده را



من بُهتِ سرد و ابریِ یک آه ممتدم

در درّه ی عمیقِ نگاهت مردّدم!



لبخند را به روی لبم قاب می کنی

رسمِ قدیمِ آینه را باب می کنی



ماه از لبانِ شیری تو آب می‌خورَد

صدها ستاره بر تنِ تو تاب می خورَد!



عالَم برای خواندنِ تو گوش می شود

شب پیشِ چشم های تو خاموش می شود….!
دیدگاه ها (۴)

من از شب های تنهایی، هزاران داستان دارمدرون دل نمی دانی، چه ...

شد خزان گلشن آشنایی      بازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گ...

مشکلی نیست ، بگویند طرف کم داردحال دیوانه کجا قصه مبهم دارد ...

حالا که آمده‌ایتوان ایستادن ندارمبنشینسر بر زانوانم بگذارحال...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

شاهکاری به نام دروغ

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط