{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چِقدر خیال میکرد

چِقدر خیال میکرد

همـه چیز درست مےشوَد...مادر

در وقــتِ شرعےِ دلهره هاےِ شــرجےِ سجاده اش...


زبـان به دندان میگَزید و مراعات خدا را مےکرد

مبــادا حادثه اے دامن گیر جوانےام باشد

مبادا آب خوش ازگلوےِ،شیطان پایین ببرم

مــےتــرسیــد ...از خیالاتے که وَرم مےدارد

مبــادا

چکـه کنم از

دســت هایے خدایے که،مرا به اون سپرده بود...!!

مـادر مقصــر نبــود

خــدا هم سَر از افکارِ من در نیاورد..!

یک جاےِ آرزوهایم هیچوقت

بـا چهار * قــُلِ * مـادر جور در نمےآمد

یـک جاےِ زندگے در دعاهاے او نگنجید


مـادر تمام اشک هایش را به کار بَست

امــا چه فایده

یـک جاےِ کارها هیچوقت درست نشُد


تقصیـر مادر نبود

تقصیـر هیچکس نبود

مقصـر صِراطے بود که هیچ گاه

مستقیـم آرزوهایم نَشُد


مـا خدا را باید از بےراهه ها مےشناختیم...!!
دیدگاه ها (۹)

مادرم سه قانون داشتعاشق شوعاشق بمانو عاشق بمیربابا مے خندیدو...

از جنتلمن ها بَدم می آید.پُشت نگاه محترم و اتو کشیده شان،زنے...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ے من نیستےقلبمے اما سزاوار تپیدن نیس...

اولین کِسے بود کِ اسم مرا باپسوند بانو خطاب کرد.اولین کسے بو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

چقدر خیال می کردهمه چیز درست می شود.. مـــادردر وقتِ شرعیِ د...

چقدر خیال می کردهمه چیز درست می شود.. مـــادردر وقتِ شرعیِ د...

چقدر خیال می کردهمه چیز درست می شود.. مـــادردر وقتِ شرعیِ د...

چقدر خیال می کردهمه چیز درست می شود ...مـــادردر وقتِ شرعیِ ...

چقدر خیال می کرد همه چیز درست می شود مادر در وقتِ شرعیِ دلهره های شرجیِ سجاده اش ،

چقدر خیال می ڪردهمه چیز درست می شود. . . مـــادردر وقتِ شرعی...

یک جای آرزوهای‌مانهیچوقتبا چهار قُلِ مادر جور در نیامدیک جای...

هیچ وقت آرزو نڪردم ای ڪاش مال من باشی این آرزو امڪان نداشت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط