بغلم می گیری
بغلم می گیری
شانه هایت امنیت من می شود
سرم را بر گرد نگاهت تکیه می زنم
باز ، آشوب می کند بوی اقاقیای تنت
رستاخیز کلمات می شود در من
شعر می آید
مست می شوم
دوستت دارم می خوانم
دستانت حلقه کمرم می شود
نجوا می کند دوستت دارم را
باز بوسه های تکراری هر روز
و دلهره های مانوس
گاه رفتن می شود
دستانم را می کشم
می روم که بروم
می آیی ، بوسه آخر با طعم خداحافظی.
شانه هایت امنیت من می شود
سرم را بر گرد نگاهت تکیه می زنم
باز ، آشوب می کند بوی اقاقیای تنت
رستاخیز کلمات می شود در من
شعر می آید
مست می شوم
دوستت دارم می خوانم
دستانت حلقه کمرم می شود
نجوا می کند دوستت دارم را
باز بوسه های تکراری هر روز
و دلهره های مانوس
گاه رفتن می شود
دستانم را می کشم
می روم که بروم
می آیی ، بوسه آخر با طعم خداحافظی.
- ۲.۰k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط