{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظرف موردعلاقه مامانموشکوندم گفتم :ببخشید دستم خورد بهش اف

ظرف موردعلاقه مامانموشکوندم گفتم :ببخشید دستم خورد بهش افتاد، قضابلا بود! گفت باشه اشکال نداره!
فرداش ازحموم اومدم مامانم گف بیا گوشیت اتفاقی پرت شد طرفه مانیتورت بعدافتاد روی تبلتت سه تاش باهم خوردشد! تو که به قضابلااعتقاد داری؟
نابودم کرد :(
دیدگاه ها (۲)

اگه یه روز صبح خیلی خوش حال از خواب بلند شدی و دیدی نه غمی، ...

خیلی زیباست

الله اکبر

جالبه

پارت ۱۷ بعد از خرید، وقتی به ساختمان رسیدیم، هوا ناگهان ابری...

I can be myself with himPart⁸⁷ضربه ی دیگه ای به در خورد..در ...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

Part ⁸+ جواب دادم صدای یه زن نا آشنا بود +بله بفرمایید ........

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

Love and the moonPart27ویو فردا صبح یونا: سلام عشقم کوک:(خ...

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁵روز بعد، دکو همه رو برای نهار توی مدرس...

شاهزاده دوست داشتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط