{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

---

---

پارت ۵۷ –

شب، چراغای عمارت یکی‌یکی خاموش می‌شدن. سکوت خونه سنگین بود، ولی قلبم از تپش ایستاده نمی‌موند.

پشت پنجره ایستاده بودم. باد ملایمی موهامو بهم ریخته بود.
تو آینه‌ پنجره، خودمو دیدم؛ همون دختری که یه روز برده بود…
الان کنار پادشاه این امپراتوری نشسته بود.

JK وارد اتاق شد، بی‌صدا.
پشت سرم ایستاد، نفس گرمش روی گردنم نشست.
ـ می‌دونی؟ هنوزم بعضی شب‌ها از خودم می‌پرسم که اگه اون شب پیدات نمی‌کردم، الآن کجام بودم…

ـ شاید تو هنوز اون گرگ سرد بی‌احساس بودی.
ـ و تو، اون دختر ترسیده‌ای که دنبال فرار بود.

آروم دستم رو گرفت، کشید طرف خودش.
نگاهش… پر از خواهش بود.
ـ بیا با من بمون، نه به‌خاطر ترس، نه به‌خاطر اجبار… به‌خاطر ما.

لبم لرزید. با صدایی گرفته گفتم:
ـ من از تو نمی‌ترسم دیگه، JK… ولی از این‌که یه روز این رویا تموم شه، چرا…

با ملایمت منو بغل کرد. بوی تلخش آشنا بود.
آروم لب‌هاش روی لبم نشست.
بوسه‌ش، بوسه‌ی یه عاشقِ زخمی بود…
نه ارباب، نه مافیا… فقط یه مرد عاشق.

و اون شب، توی تاریکی و گرمای تنش، من دوباره زنده شدم…
زیر نور کم‌رنگ شمع‌ها، کنار مردی که یاد گرفت دوست داشتن یعنی امنیت…
نه سلطه.


---
دیدگاه ها (۰)

زیر سایه جئون ---پارت ۵۸ – صبحی که همه‌چیز آرومه، همیشه بوی ...

زیر سایه جئون ---پارت ۵۹ – خونه دیگه امن نبود.JK جلسه اضطرار...

زیر سایه جئون ---پارت ۵۶ – چند روز از اون شب گذشته بود.همه‌چ...

زیر سایه جئون ---پارت ۵۵ – صبح، نور آروم خورشید از پنجره‌ی ن...

LESSON

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو رینا___سه ماه از رو...

پارت ۲۱مهمونی هنوز ادامه داشت.من کنار یکی از دوست‌های تهیونگ...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۳یونابعد از شام سکوت عجیبی بینمون ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

برادر ناتنی

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

پارت نوزدهم | نزدیک تر.پارک لارابعد از رقص، دوباره کنار میچا...

پارت ششم | دیگه هیچوقت نمیبینمش. پارک لاراـ لارا!صدای میچا ا...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط