Psychic lover۳۲
Psychic lover۳۲
اگه اینجوری پیش بره خیلی مست
میشه…
شیشه ی الکل خالی شده بود و کوک
حالا مست بود.تمام شرع داخل پارکینگ
خونش رفت و به سمت در رفت.
درو باز کرد و وارد خونه شد
که یهو…
«پایان فلش بک»
سونا:الان من چه غلطی کنم تا تو بیدار بشی،چقدر گرمی.نکنه تب کردی…موهات و لباست خیسه.
اخه با این وضعیت خیس
آدم میره بیرون اونم
هوا به این سردی
سونا رفت و یک ظرف آب و دوتا پارچه آورد
با یکی از پارچه ها عرقش رو خشک کرد
و پارچه ی بعدی رو گرفت و خیس کرد
روی گردن و صورتش میکشید.
وقتی به جونگکوک نگاه میکرد فقط یک چیز
از ذهنش میگذشت
“چرا انقدر این چهره زیباست..حیف…!”
سونا پاشد رفت و تو اتاق کوک یک
تیشرت آورد.دکمه های پیرهن کوک که
شلخته بسته بود رو باز کرد و پیرهنش رو
در آورد.نگاهی به بدن رو فرم و سفید
کوک انداخت.
سونا:چجوری با این سیکس پکا انقدر کمرت
باریکه
تیشرت کوک رو به آرومی تنش کرد.یک
تیشرت سفید که روی سینه ی سمت
چپش علامت مایک داشت.
سونا:برنده؟
سونا بعد چند دقیقه پا شد و به سمت
آشپز خونه رفت.
شروع کرد به درست کردن
نائنگ میون.
وقتی که کارم تموم شد یک قهوه درست کردم
و سمتش رفتم.قهوه برای مستی
خوبه…با دستم تکونش دادم
سونا:هی جونگکوک…کوک،بیدار شو.زود باش پاشو برات قهوه اوردم،اگه حالت خوب نشه باید بری دکترا…پس پاشو.وای خرس خوابش از تو سبک تره هااا.جواب نمیده نه.ای بابا
جونگوک:هوممم
سونا:بیدار شدی بیا برات قهوه درست کردم
جونگکوک:اهه سرم…نمیخوام
سونا:تو مستی..یا فککنم بودی،قهوه….
جونگکوک:گمشو دیگه گفتم نه!!
سونا:باشه..
سونا سرش رو انداخت پایین و رفت
جونگکوک یه نگاه به قهوه انداخت
برش داشت و رفت تو اتاقش.
یه لحظه به یاد لذتش با میرا افتاد.
نمیدونم انصافه یا نه که جوجه کوچولوش
باید از تنهایی بی حوصلگی و سرکوفت زجر
بکشه اما خودش و هرزش آزادانه از
راند های طولانی لذت ببرند.
جوجه کولوچو…اسمی که کوک برای
جوجـ..ببخشید سونا انتخاب کرده بود.
این بوی خوب چی بود؟
غذا؟
این دفعه دیگه منتظر نموند تا جوجه کوچولوش صداش بزنه.لیوان قهوه اش رو گرفت و وارد آشپز خونه شد.دید سونا مشغول
اشپزیه.کاشک هرزش یکم درست بود.
شاید این جوجه هم هرزه باشه.کسی میرا
رو ببینه نمیفهمه که چه کارست.
لیوان قهوه رو تو ظرف شویی گذاشت و
خودش رو چسبوند به جوجش.
سرش رو گذاشت رو شونش و دستش
و دور کمرش حلقه کرد.
جونگوک:جوجه کوچولو چی درست میکنه؟
سونا:….
اگه اینجوری پیش بره خیلی مست
میشه…
شیشه ی الکل خالی شده بود و کوک
حالا مست بود.تمام شرع داخل پارکینگ
خونش رفت و به سمت در رفت.
درو باز کرد و وارد خونه شد
که یهو…
«پایان فلش بک»
سونا:الان من چه غلطی کنم تا تو بیدار بشی،چقدر گرمی.نکنه تب کردی…موهات و لباست خیسه.
اخه با این وضعیت خیس
آدم میره بیرون اونم
هوا به این سردی
سونا رفت و یک ظرف آب و دوتا پارچه آورد
با یکی از پارچه ها عرقش رو خشک کرد
و پارچه ی بعدی رو گرفت و خیس کرد
روی گردن و صورتش میکشید.
وقتی به جونگکوک نگاه میکرد فقط یک چیز
از ذهنش میگذشت
“چرا انقدر این چهره زیباست..حیف…!”
سونا پاشد رفت و تو اتاق کوک یک
تیشرت آورد.دکمه های پیرهن کوک که
شلخته بسته بود رو باز کرد و پیرهنش رو
در آورد.نگاهی به بدن رو فرم و سفید
کوک انداخت.
سونا:چجوری با این سیکس پکا انقدر کمرت
باریکه
تیشرت کوک رو به آرومی تنش کرد.یک
تیشرت سفید که روی سینه ی سمت
چپش علامت مایک داشت.
سونا:برنده؟
سونا بعد چند دقیقه پا شد و به سمت
آشپز خونه رفت.
شروع کرد به درست کردن
نائنگ میون.
وقتی که کارم تموم شد یک قهوه درست کردم
و سمتش رفتم.قهوه برای مستی
خوبه…با دستم تکونش دادم
سونا:هی جونگکوک…کوک،بیدار شو.زود باش پاشو برات قهوه اوردم،اگه حالت خوب نشه باید بری دکترا…پس پاشو.وای خرس خوابش از تو سبک تره هااا.جواب نمیده نه.ای بابا
جونگوک:هوممم
سونا:بیدار شدی بیا برات قهوه درست کردم
جونگکوک:اهه سرم…نمیخوام
سونا:تو مستی..یا فککنم بودی،قهوه….
جونگکوک:گمشو دیگه گفتم نه!!
سونا:باشه..
سونا سرش رو انداخت پایین و رفت
جونگکوک یه نگاه به قهوه انداخت
برش داشت و رفت تو اتاقش.
یه لحظه به یاد لذتش با میرا افتاد.
نمیدونم انصافه یا نه که جوجه کوچولوش
باید از تنهایی بی حوصلگی و سرکوفت زجر
بکشه اما خودش و هرزش آزادانه از
راند های طولانی لذت ببرند.
جوجه کولوچو…اسمی که کوک برای
جوجـ..ببخشید سونا انتخاب کرده بود.
این بوی خوب چی بود؟
غذا؟
این دفعه دیگه منتظر نموند تا جوجه کوچولوش صداش بزنه.لیوان قهوه اش رو گرفت و وارد آشپز خونه شد.دید سونا مشغول
اشپزیه.کاشک هرزش یکم درست بود.
شاید این جوجه هم هرزه باشه.کسی میرا
رو ببینه نمیفهمه که چه کارست.
لیوان قهوه رو تو ظرف شویی گذاشت و
خودش رو چسبوند به جوجش.
سرش رو گذاشت رو شونش و دستش
و دور کمرش حلقه کرد.
جونگوک:جوجه کوچولو چی درست میکنه؟
سونا:….
- ۲۱.۲k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط