{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو پارتی از چانگبین: (وقتی که تو....)

دو پارتی از چانگبین: (وقتی که تو....)

ات: مرسی
یوانهو: حالت خوبه؟
ات: اره بابا فقط یکم دلم درد می‌کنه
چانگبین: میخوای برم قرص بگیرم؟
ات: نه دیگه واقعا دارم جایی نریاااااا
چانگبین: خنده- نه نمیرم، کمک میخوای؟
ات: نه بابا خوبم
یه چند نفر با یوانهو کار داشتن و اون مجبور شد بره تو و چانگبین هم باهم داشتید می‌رفتید کلاستون
چانگبین: چرا نگفتی پریودی
ات: خب آخه برای چی بگم
چانگبین: که حواسم بیشتر بهت باشه و از حالت خبر دار باشم
ات: نه بابا لازم نیست
چانگبین: یه نگاه هشدار آمیز-
ات: خب نه....چیز......
چانگبین: بهت گفته بودم خیلی مهمی پس مواظب سلامتیت باش
ات: چشم آقای حساسم
چانگبین: این چند روزو مخصوصا امروز رو میام پیشت می‌شینم هرکاری هم خواستی بگو
ات: زیاد بزرگش نکن بابا تازه یوانهو هم هست هرچی شد به اون میگم دیگه اوک؟
چانگبین: مطمئنی؟
ات: اره بابا
چانگبین: حداقل امروزو پیشت می‌شینم
ات: باشه
چانگبین: لپتو بوس کردن- خیلی دوست دارما
ات: من بیشتر -لبخند

پایان✨🎀🥹
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)(وقتی به عنوان دختری که با ...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

🎀🩷 پارت ۲۳ — ویو تهیونگ 🩷🎀از خواب که بیدار شدم، سرم به‌شدت د...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

وقتی مریض بودی ولی …

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط