#زخم_بازمن
#علی_یاسینی
#رمان
#فصل2
#خواننده
#تلخ
p125تارا-مرسیزهرا-قربونت برم خجالت نداره که من پسرخودم ومیشن...
p124پارسا-پرو چطوری رو شد به خاله بگیتارا-فعلا نگفم مامان می...
P123تارا-تواتاقم نشسته بودم دیروز رسیدم انزلی قرار بود به ما...
p121روز بعد:تارا-یه40 دقیقه ای بود توجلسه مدیران نشسته بودم ...
p121 تارا-وقت ناخن داشتم رفتم حاضر شدم علی رسوندتم سالن هم...
part120تارا-خوبب ببین الان خجالت میکشم زنگ بزنم بگم علی-ببین...
p119فردا:تارا-دل تو دل هیچکدممون نبودهم من هم مروارید هم علی...
p118دو روز بعد:تارا-امروز قرار بود علی برگردساعت 11 پرواز دا...
p117روز بعد:امروز با نیکا قرار گذاشته بودیم بریم یکم پاساز گ...
p116 تارا-داشتم کتاب میخوندم علی بهم زنگ زد جانم علی-چطوری ع...
p115روز بعد:تارا-مراقب خودت باشیااعلی-چشم بغلش کردم و سرشو ب...
p113چندروز بعد:علی-ااخع من چجوری بزارم برم تنهاییی نمیشه کهت...
p112تارا-خیلی خوشحال بودمانگارکه مثلا اولین باره ماشین خریدم...
p111(بنازم شماره پارت و رنده رند)تارا-میگم علی تاکی میخوای خ...
p110داشتم غذای شگ هارومیدادم تواین فکربودم کههفته بعداگه قلب...
p109یک هفته بعد:تارا-ازدوستم برای معاینه وقت گرفته بودمگفتم ...
p108تارا-رفتم توآزمایشگاه منتظر بودم واب ازمایشو بگیرمنمیدون...
P107علی-بیا بشینبریم دکتر خوبی توتارا-اره خوبم این عوضی عصبی...
p105 تارا-ساعت 7بود بیدار شدم امروز قرار بود یسر برم شرکت رف...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین