{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب یک جمله ی تلخ مهمان من باش !

امشب یک جمله ی تلخ مهمان من باش !
بگذار یادم نرود

که مرا در شبی رو به انتهای زمستان

به هیچ خدایی نسپردی و رفتی !
دیدگاه ها (۲)

ﻫـــــﯽ ﺭﻓـــﯿـــــــﻖ . . .ﺯﯾـــــــﺎﺩﻯ ﺧـــﻮﺑـــــﻰ ﻧـــﮑـ...

هیییییس...به ﻣﻦ ﺩﻝ ﻧﺒﻨﺪﯾﺪ ..ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﺍﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ !ﻧﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﺎ ...

بی بهانه ترکم کردی،نمیدانم دلت از من سرد شد ؛؛؛یا سرت جایی ...

آهای کافه چیاز ما که گذشتاما هر که تنها آمد اینجامپرس چه میل...

عاشقانه های شبنم

لبخند قاتلپارت⁴⁷ویو جونگ‌کوکچراغ‌ها هنوز خاموش بودن.فقط نور ...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

پارت ۲۶ روز بعد، طبق قراری که گذاشته بودیم، مسابقه‌ی آخر رو ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p4«صورتشو می‌بینی؟»نینا سرش رو تکون داد.«...

★彡   Part 29 彡★ کتم رو مرتب کردم و لیوان رو بالا بردم."به سل...

پارت پنجم:حدود نیم ساعت بعد، آخرین لباس هم از روی صحنه عبور ...

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط